بازآرايند و آنان كه خرد و نارسيد بودند ، آنگاه ايشان را به سن پانزده سالگى بازآفرينند .
هركس را زن و فرزند دهند و با زن همخوابى آنگونه كنند كه اكنون اندر گيتى هست ، اما فرزندزايى نبود .
پس سوشيانس ، از فرمان دادار ، كنش همهء مردم را بسزا مزد و پاداش دهد . اين نيز هست كه [ كسى ] چنان پرهيزگار است كه [ سوشيانس ] گويد كه [ او را ] برند به گرزمان هرمزد و ، چنانكه خود بايد ، تن را برستاند و جاودانه با آن رود .
اين را نيز [ در نامهء دين ] گويد كه او كه يشت نكرده است و گيتى خريد 23 نفرموده است و جامه به صدقه به نيازمندان نداده است ، آنجاى برهنه است . [ اگر ] ستايش هرمزد بكند ، باشد كه مينوى گاهان او را كار جامه كند .
پس هرمزد اهريمن را ، بهمن اكومن را ، ارديبهشت ايندر را ، شهريور ساوول را ، اسپندارمذ ترومد را كه هست ناگهيس ، خرداد و امرداد تريز و زريز را ، راستگويى آن دروغگويى را و سروش پرهيزگار خشمدارندهء درفش خونين را گيرند .
پس دو دروج فراز مانند : اهريمن و آز . هرمزد به گيتى آيد ، خود زوت 24 است . سروش پرهيزگار راسپى 25 است و ايونگهان 26 را در دست دارد .
اهريمن و آز ، بدان دعاى گاهانى ، به شكستهافزارى ، از كارافتاده ، از آن گذر آسمان كه از آن اندر تاخته بودند ، باز به تيرگى و تاريكى [ افتند ] .
گوچهرمار بدان فلز گداخته بسوزد و فلز اندر دوزخ تازد و آن گند و ريمنى ميان زمين كه دوزخ است ، بدان فلز سوزد و پاك شود .
آن سوراخ كه اهريمن بدان اندر تاخته [ بود ] بدان فلز گرفته شود . آن زمين دوزخ را باز به فراخناى گيتى آورند و فرشكرد شود اندر جهان ، جهان جاودانه به كام ، بىمرگ شود .
اين را نيز [ نامهء دين ] گويد كه اين زمين بىفرازونشيب و هامون بشود و كوه و چگاد و گودى ، داراى بلندى و داراى پستى نباشد . 27
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى) — صفحة 192
مساهمون: سيد حسن آصف آگاه
ص١٩٢