تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
سى سال بارهء خود كرد و هفت‌گونه دبيرى را كه آن بدكار پنهان داشته بود آشكار كرد » . در منابع اسلامى مانند تاريخ طبرى ، فارسنامهء ابن بلخى و . . . آوردن خط به تهمورث نسبت داده شده ، تنها ابن نديم در الفهرست ( به كوشش تجدد ، ص 15 ) آورده است : « كه ايرانيان گمان مىكنند كه جمشيد هنگامى كه بر زمين فرمانروا شد و ديوان را مقهور كرد و ابليس فرمانبردارش گرديد ، به دو دستور داد كه آن‌چه را در انديشه دارد عيان كند . ابليس نوشتن را به وى آموخت . . . » . براى اطلاعات بيشتر دربارهء هوشنگ و تهمورث كه در سلسلهء شاهان افسانه‌اى ايران به دنبال هم ذكر مىشوند و به حلقه واحدى تعلق دارند ر . ك : نخستين انسان و نخستين شهريار ، همان ، جلد اول ، ص 161 به بعد .
شرح
( 67 ) . براى آگاهى از اطلاعات مفصل دربارهء جمشيد يا جم كه همان يمmiYدر اوستاست ، ر . ك : نخستين انسان و نخستين شهريار ، ج 2 . ( 68 ) . استودان يا ستودان لفظا به معناى جاى استخوان و به عبارتى به حفره‌هايى گفته مىشود كه به صورت‌هاى منظم و چهار ضلعى يا بدون ترتيب و ساده‌تر در درون سنگ كوه ايجاد كرده ، استخوان‌هاى مردگان را در آن مىنهاده و دهانهء آن را مىبستند . در روايات دينى و احكام مزديسنان ، اغلب ستودان و دخمه در يك رديف و مفهوم آمده ، و اين شايد به اين دليل باشد كه معمولا در وسط دخمه‌ها محلى براى ستودان درنظر گرفته مىشد . ر . ك : روايات داراب هرمزديار ( 1 / 104 - 105 و ديگر جاها با استفاده از فهرست مطالب ؛ و نيز جلد دوم ) ؛ در همان ( 1 / 314 ) در روايتى آمده كه چون جمشيد با اهريمن درگير شد تا تهمورث را نجات دهد و موفق نشد وى را زنده نجات دهد ، بلكه به مرده و جنازه‌اش دست يافت ، او را در ستودان نهاد . بنابراين ستودان از ابداعات جمشيد معرفى شده است . ( 69 ) . دربارهء ضحاك نگاه كنيد به : يادداشت 36 در بخش بهمن يشت . ( 70 ) . نگاه كنيد به : يادداشت 37 در همان بخش . ( 71 ) . منوچهر ، پهلوى :rhi ? c - ? sun ? am، اوستا :- ar ? ? i ? c - ? suenam. در اوستا تنها يك‌بار از او ياد مىشود . در بندهش ، منوچهرچندين نسل با ايرج فاصله دارد ، و اين درحالى است كه در شاهنامه وى نوهء ايرج است . تفاوت ديگر اين‌كه در شاهنامه هرگز سخنى از نبردهاى منوچهر و افراسياب نيست ، درحالىكه در بندهش و ادبيات پهلوى ديگر نبردهاى ايران و توران نه‌تنها از عهد منوچهر آغاز مىگردد ، بلكه نبردهاى ايرانيان با افراسياب نيز از زمان او آغاز مىيابد . در شاهنامه نبرد با افراسياب از دوران شاهى نوذر ، فرزند منوچهر ، شروع مىشود ( شاهنامه ، ص 243 ) . پژوهشى در اساطير ايران ، ص 192 ، يادداشت 9 در چگونگى زادن منوچهر در بندهش آمده : « سلم و تور [ و ] ايرج و فرزندان و نوادگان ( وى ) همه را كشتند . آن دختر را فريدون پنهان بداشت . از آن دختر دختى زاد . ايشان آگاه شدند و مادر را كشتند . آن دختر را فريدون پنهان بكرد تا ده نسل كه منوش خورشيد بر بينى از مادر زاد ؛ چون هنگامى كه زاد ، روشنى خورشيد بر بينى افتاد . از منوش و خواهر ( وى ) ، منوش خورنر ، از منوش خورنر و خواهر ( وى ) منوچهرزاد ( بندهش ، ص 229 ، س 14 - 230 ، س 6 ) و ( بندهش ، بهار ، ص 150 ) . ( 72 ) . قباد ، در پهلوىd ? awaK، اوستا :at ? avaK، نخستين شاه كيانى است كه در يشت سيزدهم ، فقره 132 و