فرّهء كيانيان ، بازآرايندهء راستين دين چنين گويند : « اينك پشوتن 25 درخشان ، بروبهروستاهاى ايران كه من ، اورمزد ، آفريدم و آتش و آب را بستا ! » . . .
26 . ايزد نريوسنگ و سروش پرهيزگار از قلهء نيكرود دائيتى 26 به كنگ دژ روند كه سياوش درخشان ساخت و بانگ زنند : « برو پشوتن درخشان ، چهروميان ، اين پسر گشتاسب [ چهروميان گشتاسپان ] ، تو اى فرهء كيانيان ، تو بازآرايندهء دين راستين ، برو به سوى روستاهاى ايران كه من ، اورمزد ، آفريدهام ؛ دگربار سرير و شهريارى دين را برقرار ساز » .
27 . آسمانيان ظاهر شوند و 12 هماست
) ts ? am ? oH (
را با آب مطهر بهجا آرند و پشوتن درخشان با 150 مرد پرهيزگار كه « شاگردان » پشوتناند پيش آيند و جامههاى پوست سمور سياه . . . به تن دارند .
28 . به نام « انديشهء نيك » ، « گفتار نيك » ، « كردار نيك » جلو روند ، آتش و آب را ستايند .
هادخت بغان - يسن 27 را خوانند ؛ مرا ، اورمزد ، همراه با امشاسپندان بستايند ، آنگاه يكسوم دشمن نابود كنند . 28
29 . پشوتن درخشان با 150 مرد كه پوست سمور سياه به تن دارند به سوى آتشى آيند كه آن را فرّهمند با پيكر روشن نامند ، آذرفرنبغ پيروزمند را بر سرير قانونى نشانند ( ؟ ) و با جديت آيين پرستش بهجا آورند . شاخههاى برسم بگسترانند و خرداد و مرداد يسن با كتاب آيينى نيرنگستان دين ( راستين ) انجام دهند و او يكسوم دشمن نابود سازند .
30 . پشوتن ، پسر گشتاسب به يارى آذرفرنبغ و آذرگشنسپ و آذربرزينمهر به سوى بتكده بزرگ و اقامتگاه مينوى بد پيش رود . خشم دروند با گرز خونين و تمام ديوان و شياطين دروغ بد تخمه « خشم » به ژرفترين دوزخ اندازند . آن بتكده را پشوتن درخشان با جنگ تنبهتن نابود كند .
31 . و من ، آفريدگار اورمزد با امشاسپندان به كوه هوگر 29 آيم و به امشاسپندان 30 فرمان دهم كه آنها به تمام ايزدان آسمانها گويند : « پيش رويد ، به يارى پشوتن درخشان رسيد ! » .
32 . و مهر 31 دارندهء دشتهاى پهناور و سروش دلير و رشن 32 راست و بهرام 33 زورمند و اشتاد 34 پيروزمند و فرّهء دين مزديسنان ، نيايش راستين ، آرايندهء جهان به فرمان من ، آفريدگار ، به يارى و حمايت پشوتن درخشان آيند و ديوان ظلمانى تخمهء تاريك را بزنند .
33 . مينوى بد دروند به مهر دارندهء دشتهاى پهناور بانگ زند : « بايست براى راستى ، تو اى مهر دارندهء دشتهاى پهناور ! » .
34 . پس مهر دارندهء دشتهاى پهناور بانگ كند : « به مدت 9000 سال ، تاكنون ، پيمانى با او بسته شده است ، ضحاك بددين و افراسياب تورانى و اسكندر رومى و هر ديو پراكنده موى