جهان مهى ( از ) زيرينترين ظلمت آيد ؛ كه در آسمان نشانههاى گوناگونى پديدار شود ؛ كه زمينلرزه بسيار رخ دهد و بادى سختتر آيد ؛ كه در جهان تنگى و نياز و دشوارى فزون شود و تير [ عطارد ] و هرمزد [ مشترى ] شهريارى را بر امور بد صدبار ، هزاربار و ده هزار بار سامان بخشند .
5 . شيطان شيدسپى كه « كرسانى » است ، درفش سرخ دارد و با حركت ايشان بسيارى به روستاهاى ايرآنكه من ، اورمزد ، آفريدم تا ساحل ارنگ
) gnarA (
14 بتازند . بعضى گفتهاند : « تا رود فرات » تا ناحيهء مسكونى يونانيان در آسورستان
) natsir ? usA (
موجبات گزارش كردار يونانيان فراهم آيد و ناحيهء مسكونى آسورى به اين معناست كه آنها مردمان آسورى و تمام اقامتگاههاى آنان را بزنند . بعضى گفتهاند : « پناهگاه ديوان » .
آنها بدين شيوه بكشند .
6 . كسانى از تخمهء خشم ، صدگانه ، هزارگانه و ده هزارگانه بازگردند . درفشها ، نشانهها و سپاه بىشمار اين ديوان با موى پراكنده به اين روستاهاى ايران كه من ، اورمزد ، آفريدم برسند .
7 . و سپاه بزرگ تا دوردست ، دشمن گسترده است : تركان و هيونان سرخ كه درفشهاى برافراشته دارند ، زيرا درفشها را به تعداد بسيار عليه روستاهاى ايرآنكه من ، اورمزد آفريدم ، ( چنان انبوه ) بالا گيرند كه همچون يال اسب بايستد .
8 . تركان چرمين كمربند ، روميان ، شيدسپى كه كرسانى است با گامهاى هماهنگ به جلو تازند و سهبار در سه مكان نبردى بزرگ درگيرد ، اى زرتشت سپيتمان .
9 . نخستينبار در پادشاهى كيكاووس
) su ? aK iaK (
رخ دهد ، هنگامى كه دفع اين ديوان با كمك امشاسپندان صورت پذيرد و بار دوم هنگامى است كه تو اى زرتشت سپيتمان دينپذيرى و همپرسى كنى و هنگامى كه گشتاسب شاه و ارجاسب خشمزاده ، در كارزارى براى دين در « سپيد بيشه » باهم رويارو شوند ، بعضى گفتهاند : « در فارس [ پارس ] » .
سومين بار ، اى زرتشت سپيتمان هنگامى رخ دهد كه هزارهء تو به پايان رسد . هنگامى كه هر سه ، ترك و تازى و رومى در اين مكان گرد آيند . بعضى گفتهاند : « دشت نشانه » . 15
10 . همه روستاهاى ايران كه من ، اورمزد ، آفريدم از مالكيت آنان به پدشخوارگر رسد .
بعضى گفتهاند كه آذرگشنسپ
) psan ? suG (
16 در درياچهء چيچست
) tsa ? c ? e ? C (
است كه ژرف و بىديو ، با آب گرم است ؛ آنچنانكه پيداست ، در آنجا است .
بعضى « بر آب » گفتهاند ( در مكان پرآب ) .
آتورك
) karut ? A
[ آدورگ ] ) 17 گفت كه كردان
) n ? adruK (
بودند كه بدين طريق به روستاهاى ايران كه من ، اورمزد ، آفريدم از جانب اين مردمان خشم تخمه هجوم بردند ، اى