زرتشت سپيتمان ، طورى كه اين مردمان تا پدشخوارگر و پارس و نزد غارنشين ، كوهنشين و دريانشين و حتى جنگلنشين آيند ( ؟ )
11 . زيرا اگر بخواهد زندگى او نجات دهد ، آنگاه زن و فرزند و مال مهم نماند » . در اينجا زرتشت گفت : « اى آفريدگار ، مرا مرگ ده و بازماندگان مرا با بخت خوش [ ؟ ] مرگ ده تا آنها در آن زمانهء هراسناك نزيند ، زيرا در آن روزى كه ( ده ) سده زمستان از هزارهء زرتشت به پايان رسد ، موقعى است كه ديگر چيزى از اين هزاره نباشد كه دروند ( نه ) بود » .
12 . زرتشت از اورمزد پرسيد : « اى اورمزد ، مينوى فزونى ، آفريدگار جهان موجودات مادى ، آفريدگار راستكار ، اگر آنان چنين بىشمارند با چه ابزارى مىتوانند نابود شوند ؟ » .
13 . اورمزد به او گفت : « اى زرتشت سپيتمان ، هنگامى كه ديوان پراكنده موى از تخمهء خشم در ناحيهء خراسان پديدار شوند ، نخست نشانهء سياهى ظاهر شود و هوشيتر
) rat ? e ? suH
[ هوشيدر ، اوشيدر ] ) ، پسر زرتشت ، در درياچهء فرزدان
) n ? adzarF (
زاده شود . بعضى گفتهاند : « در درياچهء كيانسه
) hesnayaK (
» . بعضى گفتهاند : « در كاوولستان
) n ? atsiluv ? aK
[ كابلستان ] ) » .
14 . اى زرتشت سپيتمان ، او در سى سالگى ، با من اورمزد ، همپرسى كند .
« در ناحيهء چينستان
) n ? atsin ? e ? C (
گفتهاند » ، بعضى گفتهاند : « در هندوستان » يك كى
) iaK (
زاده شود . پدر اين « كى » از تخمهء كيانيان باشد . او به يارى هوشيدر به هندوستان رود . در صد سالگى او را ميل به زنان باشد و از او « كى » دين به نام وهرام ورچاوند
) m ? arhaV dnav ? a ? craV i
[ بهرام ورجاوند ] ) به وجود آيد .
بعضى گفتهاند : « شاهپور
) rhuph ? a ? S
[ شاپور ] ) » .
15 . در شبى كه « كى » زاده شود ، نشانهاى براى جهان ظاهر شود : ستارهاى از آسمان بيفتد ؛ هنگامى كه اين « كى » زاده شود ، ستاره نشانهاى دهد .
دات
) t ? aD
[ داد ] ) اورمزد 18 گفته است كه روز وات
) t ? aV
[ باد ] ) در ماه آبان پايان زندگى پدر آن « كى » باشد .
16 . او در ميان كنيزان شهريار پرورش يابد ، زنى شاه شود .
17 . هنگامى كه اين « كى » سى ساله شود - بعضى تاريخ را دادهاند - سپاهيان گوناگون هندو و چينى با درفشهاى بىشمار آيند كه درفشهاى برافراشته دارند ، يعنى درفشها را بالا گرفتهاند ، با درفشهاى افراشته ، سلاحهاى بالا برده . اى زرتشت سپيتمان ، تا وه - روت
) t ? or - h ? eV
[ بهرود ، وهرود ] ) 19 به تازش بتازند . بعضى بومب
) bmuB
[ بوم ] ) ده گفتهاند تا حوالى ساحل بخارا
) ar ? ahcuB
[ بهران ] ) .
18 . هنگامى كه ستاره هرمزد به اوج خود رسد و اناهيت
) ] tih ? anA
ناهيد ] ) را فروفكند ،