سازند ، و اكنون آن را : سماق و آشى كه از آن سازند : كوربا و كوروا مىگويند . فرهنگ جهانگيرى
كت
بفتح اول : كاريز ، تخته و چوب - درودگران را :
« كتگر و كتكار » گويند - ، و كت بمعنى : بعينه .
از برهان و فرهنگ جهانگيرى .
كردار
بكسر اول و سكون راء اندازه ، بكردار يك جو :
باندازهء يك جو .
كروايا
كروياوزن ( اغنيا ) تخمى است كه آن را زيره رومى گويند ، پارسى است و نيز نامهاى ديگر پارسى آن نانخواه ، كروهه ، زنيان مىباشد .
سيد اسماعيل جرجانى كرويار را در رديف زيره و گشنيز نهاده و در وصف آن گويد :
« كرويا گرم و خشك است بدرجه سيوم ، بادها بشكند . . . »
ذخيره خوارزمشاهى
كفانيذه
كفانيدن بفتح كاف : شكافتن و تركاندن . و كفانيدهها شكافتهشده و تركانيده - برهان .
كفتگى
بتازى : « لسان النار » .
كفچه
در فرهنگها بمعنى : چمچه ( قاشوق ) آمده است . اما در اينجا مراد ، داروى خشكى است كه آن را در كف دست ريخته و بخورند و اكنون در تهران ( كفلمه ) گويند .
شايد مراد آن باشد داروئى كه با چمچه ( قاشوق ) خورند .
كفچليز
وزن رستخيز پارسى است ، چمچمهء بزرگ سوراخدار كه آن را كفگير نيز گويند . آنندراج