كفك
بفتحتين : كف آب و صابون و كف شير و مانند آن پارسى است . آنندراج
كلى
كل بفتح اول و سكون لام ( پارسى ) : كچل و گر ، كسى كه سر او موى ندارد . آنندراج
كليچه
بفتح اول ( پارسى ) كليد چوبين در سراى . و نيز بضم اول نان كوچك روغنى .
و نيز نام وزنى است مساوى يك سوم ( بلعك ) .
كناش
كتاب مختصرى است كه اصطلاحات هر علمى را در آن نويسند ، مثلا : كناش طب يعنى : مختصر اصطلاحات لازم علم طب يا كناش هندسه كه اصطلاحات ضرورى علم هندسه در آن نوشته شده باشد . بتازى آن را :
« المدخل » گويند .
اين واژه از اصطلاحات صدر نهضت فرهنگ اسلام و از موضوعات دانشمندان ايرانى بغداد مىباشد . و بعدها مختصرات هر علم را كه در آن مسائل لازمهء آن علم كه محتاج اليه عموم است نيز كناش مىگفتهاند .
گويا اين كلمه از واژهء كنش يعنى : عمل آمده است .
و گفته مىشود كه اين كلمه سريانى است و بمعنى دفتر و يا مجموعه مىباشد ، در صدر جنبش فرهنگى اسلامى چند كناش در طب از فضلاى پزشكان سريان مانند :
حنين ثابت بن قره ، ماسرجويه ، ساهر - كناش الساهر : از نامدارترين كناشهاى طبى بوده است ، يك نسخه مخطوط اكنون از كناش الساهر در كتابخانه ملى ملك موجود مىباشد .
كواميخ
كامه نام خوراكى است كه در : « آبكامه » و « كامه » گفته شد ، و معرب آن « كامخ » مىباشد و جمع : آن كواميخ مىشود .