از اين قرابادين در كتابخانه ملى ملك موجود است .
بارى بيگمان كلمهء قرابادين از اصطلاحات متداولهء دانشكدهء طب جنديشاپور به بغداد آمده است كه پارسى الاصل مىباشد ، اما سريانى بودن آن بسيار بعيد است .
قرانوس
از اوزان و مكاييل طبى يونانى است .
جرجانى در كتاب ذخيره در فصل اوزان و مكاييل طبى مىگويد : بسيارى از اسامى و اصطلاحات اوزان و مكاييل طبى لغت يونانى مىباشد كه مترجمان كتب طب يونانى عين اسامى يونانى را آورده و بعدا استعمال آنها رواج يافته است ( ذخيرهء خوارزمشاهى ) .
قرنفل
( عربى است ) ميخك ، گياهى است خوشبوى كه آن را در داروها و بوىافزار خوراك و ديگ به كار مىبرند .
قلع
بكسر قاف خون ، و نيز سپوسه مانندى كه بر پوست تن بيمار جربدار پديدار گردد ، ابو على بن سينا گويد :
« . . . قلع : الدم ، و ايضا ما يكون على جلد الاجرب - كالقشر . . . » قانون .
قنينه
وزن كمينه : آوندى است كه باده در آن پر كنند ، مانند شيشه و صراحى ( بطرى يا تنگ ) .
قنينهء آبگينه
قنينهء كه از شيشه و بلور ساخته شده است .
قنينهء گردندراز
قنينهء كه گردن باريك و درازى داشته باشد .
قوبا
دميدگيها بود - جوشهاى ريز كه بر تن مردم پديد آيد . به حرف ح حزازه مراجعه شود .
قولنج
نام بيمارى است ، به زبان يونانى : ( ايلاءوس ) ، و بپارسى آن را : ( برسام ) گويند . اهوازى در وصف اين بيمارى گويد :