چ
چربو
چربش بمعنى : چربى است
مولى بلخى خراسانى گفته است :
چربش آنجا دان كه جان فربه شود * كار نااميد آنجا به شود
آنندراج
كلمهء چربو به همين شكل در نثر قديم پارسى نيز آمده است ، چنان كه در « ذخيرهء خوارزمشاهى » - از پزشك نامدار گرگان سيد اسماعيل در فصل « اندر شناختن خوراكهائى كه گواراست : هرچه درشت ، و ناخوش مزه ، و خشك ، و سخت ، و بسيار چربو نباشد . . . » .
ذخيره - مخطوطه كتابخانه ملى ملك .
چوزه
چوژه بضم چ ساختهاى ديگر است از واژهء : جوجه ، يا بسخن ديگر ساختمان پارسى واژهء نيم معرب جوجه است ، كه بچه ماكيان باشد .
جامى گويد :
جره بازت كه شكارى فكن است * جيرهاش چوزهء هر بيوهزن است