تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب التنوير (فارسى) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢

چ

چربو

چربش بمعنى : چربى است مولى بلخى خراسانى گفته است :
چربش آنجا دان كه جان فربه شود * كار نااميد آنجا به شود
آنندراج كلمهء چربو به همين شكل در نثر قديم پارسى نيز آمده است ، چنان كه در « ذخيرهء خوارزمشاهى » - از پزشك نامدار گرگان سيد اسماعيل در فصل « اندر شناختن خوراكهائى كه گواراست : هرچه درشت ، و ناخوش مزه ، و خشك ، و سخت ، و بسيار چربو نباشد . . . » . ذخيره - مخطوطه كتابخانه ملى ملك .

چوزه

چوژه بضم چ ساختهاى ديگر است از واژهء : جوجه ، يا بسخن ديگر ساختمان پارسى واژهء نيم معرب جوجه است ، كه بچه ماكيان باشد . جامى گويد :
جره بازت كه شكارى فكن است * جيره‌اش چوزهء هر بيوه‌زن است
كتاب التنوير (فارسى) — صفحة 102 | محمد كاظم المحمودي / حسن بن نوح القمري البخاري / سيد محمد كاظم امام