تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب التنوير (فارسى) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩

پ

پالوده

معرب آن : پالوده : صاف‌شده ، و پالودن : صاف كردن .

پركار

بضم حرف اول نام پارسى بيمارى كه بتازى ( سلس - البول گفته مىشود و بر كار رسم الخط ( پركار ) است ، بو على نيز « تقطير البول » تعبير نموده است - قانون . در « بستان الاطباء » مىگويد : پركار پارسى است ، و بيونانى : ديابيطس گويند . »

پشت‌مازه

مازه استخوان پشت ، و گوشت روى مازه را پشت مازه گويند .

پشمارمرده

تلفظ ديگرى است از كلمهء : پژمرده .

پىگرده

پيه روى كليه است چه گرده بضم گاف كليه ( قلوه ) است .