خ
خايهء نيمبرشت
خايه تخم ماكيان ( تخممرغ ) و خايه نيمبرشت ( چنان كه امروز گويند ) : تخممرغ نيمرو مىباشد ، و اين از اصلاحات ابن سينا مىباشد در قانون .
خرفه
وزن طرفه ( پارسى ) ترهايست و نام ديگر آن : پرپهن مىباشد و معرب آن ( فرفخ ) است . در خوزستان پرپين گويند .
و بتازى آن را : « بقلة الحمقاء » خوانند .
خشار
بضم اول ( پارسى ) پيراسته و پاك كردهشده ، و خشاره نيز به همين معنى است . و آنچه از فلزات كه به كار نيايد ( قراضه ) . آنندراج
خشكريش
بر همهء زخمهاى خشك گفته مىشود ، و نام زخم و بيمارى ويژهايست .
خوانيق
بحه ، دبيه ، لوزتان .
در قانون گويد : « فصل فى الخوانيق و الذبح ، ان - الاختناق هو امتناع نفوذ النفس الى الريه و القلب . . . » قانون .
خونكت
( كذا ) گويا : لت باشد بفتح لام يعنى : لخت و پاره يعنى : پارهء خون و لخت خون ؟