حضرت با صداى بلند فرمود :
شما را به خدا آيا مرا مىشناسيد ؟
گفتند : آرى تو فرزند رسول خدا ( صلّى اللَّه عليه و آله ) هستى .
فرمود : شما را به خدا ، آيا مىدانيد كه مادرم فاطمه دختر محمد است ؟
گفتند : آرى .
فرمود : شما را به خدا ، آيا مىدانيد جدّهام خديجه ( سلام اللَّه عليها ) دختر خويلد ، نخستين بانويى است كه به اسلام گرويد ؟
گفتند : آرى .
فرمود : شما را به خدا ، آيا مىدانيد كه جعفر كه در بهشت است عموى من است ؟
گفتند : آرى
فرمود : شما را به خدا مىدانيد شمشيرى كه به همراه دارم ، شمشير رسول خدا ( صلّىاللَّه عليه وآله ) است ؟
گفتند : آرى .
فرمود : شما را به خدا آيا مىدانيد كه اين عمامهاى كه به سر دارم عمامه رسول خدا ( صلّىاللَّه عليه وآله ) است ؟
گفتند : آرى .
فرمود : شما را به خدا آيا مىدانيد كه على عليه السل پدرم نخستين مردى بود كه به اسلام گرويد و در علم و حلم از همه مسلمين
قصص الحسين (ع) (فارسى) — صفحة 75
مساهمون: على اصغر ظهيرى
ص٧٥