البديهة المنطقية
بهطور كلى استدلال و اقامه برهان بر يك مطلوب ، گاهى غير مباشرى است يعنى واسطه در كار است ، مثلا توسط ب ، ج ثابت مىشود و بعد توسط ج ، د ثابت مىشود كه مطلوب است پس مستقيما از ب به دال نرسيديم بلكه واسطهاى پيدا كرد ؛ يا منظور اين است كه نوعا رسيدن به نتيجه از راه دو قضيه صغرى و كبرى حاصل مىشود نه از يك قضيه ( در مباحث حجت خواهد آمد ) ؛ ولى گاهى استدلال از نوع استدلال مباشرى است يعنى مستقيما و بلاواسطه از يك قضيّه به مطلوب رسيدن ؛ انواع شيوههاى استدلالى كه تاكنون مطرح بوده عموما از اين قبيل است ، مثلا در باب تناقض از راه اثبات صدق احد القضيتين به كذب نقيض آن رسيديم و واسطهاى در ميان نبود و همچنين از احد المتناقضين به صدق نقيض ديگر ، رسيديم ؛ يا مثلا در باب عكس مستوى از راه صدق اصل ، به صدق عكس مىرسيديم ، همچنين در باب عكس نقيض و در سه شعبه نقض ، از يك قضيه به مطلوب مىرسيديم و قضيه ديگرى در كار نبود ، كه مجموع آنها در چهار بخش ذيل خلاصه مىشود :
1 . از علم به صدق ، علم به كذب پيدا كردن ( در تناقض )
2 . از علم به كذب ، علم به صدق پيدا كردن ( در تناقض )
3 . از علم به صدق ، علم به صدق پيدا كردن ( در عكس مستوى ، نقيض و نقض كه از علم به صدق اصل ، علم به صدق عكس و قضيه محوله پيدا مىكرديم ) .
4 . از علم به كذب ، علم به كذب پيدا كردن ( باز هم در عكس مستوى ، نقيض و نقض از راه علم به كذب قضيه محوله و عكس ، علم به كذب قضيه اوليه و اصلى پيدا مىشد ) حال علاوه بر انواع مذكور كه تماما نظرى بود و توسط براهين متعدد اثبات شد نوع ديگرى از استدلال به نام استدلال مباشرى بديهى مطرح است ، يعنى باز هم از راه علم به صدق يك قضيه ، علم به صدق قضيه ديگر پيدا مىشود ولى مثل باب عكوس و نقض هم نيست كه محتاج به برهان باشد بلكه حداكثر نياز به بيان اصل مطلب و مدعا دارد و برهانبردار نيست . گاهى نام اين روشى را بديهى منطقى گويند كه جهت تبيين آن مقدمهاى را از علوم رياضى مىآوريم :
اگر دو عدد مثل ب و ج را با يكديگر مقايسه كنيم از سه حال خارج نيست يا داراى نسبت تساوى هستند يعنى يكى كوچكتر يا بزرگتر از ديگرى نيست يا عدد ب