تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خارج اصول (فارسى) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
2 - در مواردى كه امامان شيعه عليهم السلام تيمّنا و تبرّكا متن كلام رسول خدا را نقل و حكايت مىكنند و مىگويند : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كذا و كذا ، باز ثمره ظاهر مىشود و اگر در چنين رواياتى لفظ خالى از هرقرينه بود بحث مىشود كه بر حقيقت شرعى حمل مىشود يا بر معناى لغوى ؟ 3 - مواردى كه روايتى از طريق اهل بيت به ما نرسيده بلكه از طريق اهل سنّت رسيده و فقيهان اماميّه نيز در كتب فقهى به آن استناد كرده‌اند ، اگر روايتى يافت شد و اين الفاظ را بدون قرينه به كار برده بود باز ثمره ظاهر مىشود . در نتيجه اگر ما وضع تعيّنى را از لحاظ كبروى قبول كرديم ، از نظر صغرى جاى اشكال نيست و حق با آخوند و ديگران است كه ثمره ظاهر مىشود . ولى حق اين است كه اصل مبنا ناتمام است و وضع تعيّنى ناتمام است و وضع استعمالى صحيح است و بر اين مسلك ثمره ظاهر نمىشود و صرفا يك بحث علمى خواهد بود . « پايان بحث حقيقت شرعيّه » و پايان جلد دوم خارج اصول
خارج اصول (فارسى) — صفحة 445 | على محمدى خراسانى