تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
2 . يقيناً اخبار عرض بر كتاب ، آبىِ از تخصيص است ؛ زيرا تعبير به باطلٌ و زخرفٌ و ليس بشىء و . . . دارد كه هرگز قابل تخصيص نيست كه كسى بگويد فلان مخالف قرآن ، مزخرف و باطل نيست و . . . ؛ آنگاه از ضميمه اين دو نكته به اين نتيجه مىرسيم كه اخبار عرض بر كتاب ، مربوط به مخالف‌هاى تباينى است ؛ يعنى رواياتى كه تباين كلّى با آيات دارند باطل و مزخرف هستند و شامل مخالف‌هاى عام و خاصّ نمىشود . لذا اخبارالعرض مؤيّد اين مطلب نيست كه اخبار علاجيّه را هم بر تميز حجت از لا حجّت حمل كنيم . 3 . گاهى مخالفت از نوع عام و خاص من وجه است ؛ مثلًا آيه مىگويد « اكرام همهء عالمان واجب است » و حديثى همين را مىگويد ، در صورتى كه حديث ديگر مىگويد « اكرام فاسقان واجب نيست » . در اينجا عنوان عالم و فاسق عموم و خصوص من‌وجه است . مرحوم آخوند مىفرمايد اين قسم از نظر حكمى به قسم اوّل ملحق است ؛ يعنى همانند مخالف تباينى است ؛ زيرا در مادهء اجتماع ، جمع ميان آيه و حديث ممكن نيست . ناگزير بايد گفت اين حديث اصلًا صادر نشده است و حجّت نيست .

[ القسم الرابع : الترجيح بالاوصول العمليّه ]

و أما الترجيح به مثل الاستصحاب كما وقع فى كلام غير واحد من الأصحاب فالظاهر أنه لأجل اعتباره من باب الظن و الطريقية عندهم و أما بناء على اعتباره تعبدا من باب الأخبار وظيفة للشاك كما هو المختار كسائر الأصول العملية التى يكون كذلك عقلا أو نقلا فلا وجه للترجيح به أصلا لعدم تقوية مضمون الخبر بموافقته و لو بملاحظة دليل اعتباره كما لا يخفى . هذا آخر ما أردنا إيراده و الحمد لله أولا و آخرا و باطنا و ظاهرا . قِسم چهارم مرحجات خارجى : تا به حال در سه قسم قبلى سخن از ترجيح به اماره‌اى از امارات بود . اكنون در اين قسم ، سخن از ترجيح روايتى به بركت اصلى از اصول عمليّه است . مثلًا دو روايت تعارض دارند ؛ يكى مىگويد فلان كار واجب است و ديگرى مىگويد واجب نيست و اصل برائت نيز با عدم وجوب موافق است . يا حديثى مىگويد فلان كار واجب است و ديگرى مىگويد واجب نيست و اصل برائت نيز با عدم وجوب موافق است . يا حديثى مىگويد جمعه واجب است و حديث ديگر ظهر را واجب مىداند و استصحاب وجوب جمعه هم با حديث اوّل موافق است . حال آيا به بركت اصل برائت يا استصحاب و مانند آن مىتوان يكى از متعارضان را بر ديگرى ترجيح داد يا خير ؟ مرحوم آخوند مىفرمايد بسيارى از دانشمندان شيعه استصحاب را مرجّح يكى از متعارضان قرار داده‌اند ، ولى به نظر مىرسد كه اين مطلب مبنائى است ؛ يعنى بر مبناى مشهور علماء تا زمان والد شيخ بهائى استصحاب را از امارات ظنّيه و طريق الىالواقع مىدانستند ؛ لذا مرجّح خبر هم قرار