تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
ب ) كارهايى كه ذاتا عبادت نيستند و عبادت بودن جزء يا عين ذات آنها نيست ، مثلا خم و راست شدن و قيام و قعود در نماز ذاتا عبادت نيستند و چه‌بسا كه به قصد ورزش همين كارها را بكند ، يا مثل امساك و خوددارى از اكل و شرب در روزه ذاتا عبادت نيست و چه‌بسا كسى به عنوان رژيم غذائى امساك كند ، يا مثلا وقوف در عرفات ، قربانى كردن ، سعى ميان صفا و مروه ذاتا عبادت نيست و هكذا در خمس و زكات و . . . ولى اين امور بگونه‌اى است كه چنانچه امرى به آنها تعلّق گيرد ، حتما امرشان امر عبادى خواهد بود و نيازمند قصد قربت خواهد بود . و گرنه فعلا امر ندارد و تنها متعلّق نهى است و اشكالى كه قبلا مطرح شد باز مندفع است . مثلا وقتى كه مىگوئيم روزهء عيد فطر و قربان . عبادت هستند ، منظور آن است كه اگر امرى داشتند ، مثل روزهء روزهاى ديگر امرشان عبادى بود . ولى فعلا كه امر ندارند و منهى مىباشند . يا نماز در ايّام حيض كه عبادتست ولى نه اينكه امر فعلى دارد بلكه به اين معنى كه اگر امر داشت مثل امر به نماز در ساير ايام يك امر عبادى بود و فرقى نداشت . حال اگر عبادت به يكى از دو معناى مذكور باشد تعلّق نهى به آن ممكن است و محذور اجتماع امر و نهى در شيئى واحد به عنوان واحد هم پيش نمىآيد . فعلا تنها نهى موجود است و جا دارد بحث كنيم كه اگر نهى به عبادتى تعلّق گرفت ، آيا دالّ بر فساد آن است و روزهء روز عيد فطر و قربان يا نماز در ايّام عادت باطل است ؟ يا تنها دالّ بر تحريم تشريعى است و كارى به حكم وضعى و فساد ندارد . 3 - شيخ اعظم در تفسير عبادت فرموده است : عبادت آن عملى است كه بدان امر شده‌ايم و از سوى مولى امرى بدان تعلّق گرفته است ولى منظور از اين امر صرف تعبّد و تسليم بىچون و چرا در برابر مولى است « 1 » 4 - تفسير محقّق قمى : عبادت آن است كه صحّتش بر نيّت متوقف باشد . ( منظور از نيّت ، قصد قربت نيست ، بلكه قصد عنوان است . يعنى اگر نماز است بايد عنوان صلواتى نيّت شود و اگر صوم يا حج و . . . است بايد به قصد همين عناوين بجا آورد و بدون اين قصد ، عبادت صحيح نيست . « 2 »
هامش
( 1 ) - مطارح الانظار ، ص 158 . ( 2 ) - قوانين الاصول ، ص 154 .