همان فعل عجيب است يا امر به معناى فرمان است ؟ تشريعى يا تكوينى ؟ نظير و جاء ربّك اى امر ربّك كه مراد از امر چيست ؟ ]
5 - يكى از موارد استعمال لفظ امر « شىء » است . مثلا حاجى سبزوارى فرموده است :
« ازمّة الامور طرّا بيده * و الكل مستمدّة من مدده » « 1 »
اى ازمّة الاشياء يعنى زمام امر همه چيز در دست قدرت الهى است و همه از مدد او استمداد مىكنند .
6 - يكى از موارد استعمال مادّهء امر « حادثه » است ، مثلا مىگوئيم كه وقع اليوم امر كذا اى حادثة كذا يعنى امروز فلان حادثه و واقعه رخ داد يا « امر كربلا عجيب » اى حادثه كربلا عجيب .
7 - و يكى از موارد استعمال امر ، « غرض » است ، مثل : جئت لامر كذا اى لغرض كذا ، يعنى براى فلان منظور خدمت رسيدم .
و غير از موارد مذكور هم مواردى ذكر شده است كه فعلا مهمّ نيست . حال اين بحث مطرح مىشود كه نحوهء استعمال امر و دلالت آن بر اين معانى چگونه است ؟ چهار احتمال وجود دارد :
1 - لفظ امر ميان همهء معانى مذكور و غيره مشترك لفظى است ، يعنى براى هريك از آنها جداجدا وضع شده است .
2 - كلمهء امر مشترك معنوى ميان آنها است ، يعنى براى كلّى و قدر جامع آنها وضع شده است .
3 - در يكى از آنها حقيقت است [ طلب ] و در بقيّهء معانى مجازا استعمال مىشود .
4 - فى الجملة مشترك لفظى است [ ميان برخى از معانى ] و فى الجملة مشترك معنوى است [ ميان بعض ديگر ] ؟
از ميان اين اقوال ، قول اوّل باطل است زيرا اشتراك لفظى مستلزم تعدّد وضع است و تعدّد وضع دليل مىطلبد و هيچ دليلى در كار نيست . حدّ اكثر دليلى كه گفته شده استعمال
هامش
( 1 ) - شرح منظومه ، بخش حكمت ، ص 2 .