كرده فتعين طرح احدهما و الاخذ بالآخر .
قوله : نعم :
مطلب مذكور در مورد دو خبر واحد ظنّى الصدور بود ولى تبصرهاى هم داريم و آن اينكه اگر در موردى عرف و اهل لسان علم به صدور هر دو دليل داشته باشند مثل دو آيه ، دو خبر متواتر و . . .
البته ناگزير مىشوند از توجيه و تأويل و حمل احدهما يا كلاهما على خلاف الظاهر و اگر تاويلى نيافتند ناچار مىشوند از توقف و در هر حال نوبت به طرح نمىرسد ولى چنين مواردى حسابش جدا است و از بحث خارج است .
2 - وقتى ما به روايات باب متعارضين مراجعه مىكنيم مىبينيم كه عدّهاى از بزرگان راويان حديث و اجلاء تلامذهء ائمه ( ع ) از قبيل زرارهها و محمد بن مسلمها و . . . با اينكه از عقلاء عالم و از اهل محاوره بودند و اين مطلب در ذهن آنها هم مرتكز و ريشهدار بود كه هر دليل شرعى كه بدست ما مىرسد حتى الامكان بايد بدان عمل كنيم و . . . ولى با همهء اينها در مواردى از ائمه ( ع ) راجع به احكام متعارضين سؤال مىكردند يعنى به بنبست رسيده و متحير مىگرديد و سؤال مىكردند كه بأيّهما نعمل يعنى وظيفهء ما چيست ؟
حال اگر اصحاب ائمه ( ع ) اين معنا را درك نكرده بودند كه در اينجاها جاى جمع نيست و امكان ندارد بلكه قائل به امكان بودند حتما بينهما را جمع مىكردند و هيچگاه نوبت به سؤال نمىرسيد .
3 - در اخبار علاجيه هم كه جواب از سؤال اصحاب ائمه ( ع ) است امام ( ع ) سائلين را تخطئه نكرده كه سؤال جا ندارد بلكه بينهما را جمع كنيد و . . .
خير اصلا اشارهاى به جمع بينهما نيست حتى در مواردى كه جمع مستلزم توجيه و تأويل هر دو باشد بلكه مستقيما به سراغ اخذ به راجح و طرح مرجوح
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 40
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٠