و اگر نبود على التخيير به طرح احدهما حكم كردهاند و اگر چنين جمعى از طرح اولويت داشت حتما در جائى بدان اشارت مىرفت .
ان قلت : شايد سؤال سائلين از حكم مواردى بوده كه واقعا تأويل و توجيه متعارضين متعذر و مستحيل بوده همانند نصين و اما حكم ظاهرين جدا است و نيازى به سؤال ندارد بلكه آنجا جاى جمع است و واضح است و جواب امام ( ع ) هم مطابق سؤال است .
قلت : چنين حملى ، حمل بر فرد نادر بلكه غير واقع است و سؤال از يك امر فرضى و غير واقعى و غير مبتلا به است و معنا ندارد كه سؤال سائل و جوابهاى ائمه بر اين فرد حمل شود و علت اينست كه نوع متعارضات از مقوله ظاهرين هستند و نصى در كار نيست .
4 - قاعدهء جمع به معناى وسيع كلمه كه شما مىگوئيد بر خلاف اجماع عملى و قولى و سيرهء مستمره علماء اسلام از زمان صحابه تا به امروز است كه عمل مسلمين بر اين بوده كه ابتدا به سراغ مرجحات رفته و دليل راجح را اخذ و مرجوح را طرح مىكردند و اگر رجحانى نبود نوبت به تخيير مىرسيد و هيچگاه نوبت به وجه الجمع و توجيه و تأويل هر دو نمىرسيد پس اگر جمع اولويت داشت سيرهء مستمره بر خلافش منعقد نمىشد .
قوله : و امّا :
گويا كسى مىگويد : سخن ابن ابى جمهور احسائى در غوالى اللئالى را چه مىگوئيد كه ادعاى اجماع كرد بر اولويت جمع بر طرح و فرمود : فان امكنك التوفيق بينهما بالحمل على جهات التأويل و الدلالات فاحرص عليه و اجتهد فى تحصيله فان العمل بالدليلين مهما امكن خير من ترك احدهما و تعطيله باجماع العلماء . . . ؟
مرحوم شيخ مىفرمايد : اين فرمايش مخالف با مطلب ما نيست و نه
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 41
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤١