تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
نماز كه امر قرآنى دارد و فرموده
إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا . . . ]
داراى آثارى است و مهم‌ترين اثر آن اينست كه : رافع حدث است و مىتوان با آن وارد نماز شد ، دست به خط قرآن زد و . . . حال از طريق ضعيفى بما رسيد كه مثلا وضو براى نوم مستحب و داراى ثواب است و اخبار من بلغ بر اين مورد منطبق شد بر مبناى ما چنين وضوئى مستحب شرعى نشد و آثار وضوى شرعى را هم ندارد كه رافع حدث و مبيح للصلاة باشد ولى بر مبناى متوهم آثار بار مىشود . قوله فتأمل : شايد اشاره به اين باشد كه ميان استحباب شرعى و رافعيت للحدث ملازمه نيست زيرا كه اى چه بسيار وضوهائى كه شرعى هستند و دليل معتبر هم دارد ولى رافع حدث نيست نظير وضوى شخص مسلوس [ كسى كه مبتلا به سلسلة البول است ] و مبطون [ كسى كه مبتلا به مرض بطن است ] و زن مستحاضه كه مرتب در حال خون ديدن است و زن حائض و . . . با اين تفاوت كه در مسلوس و مبطون و مستحاضه وضو مبيح للصلاة هست ولى در حائض مبيح هم نيست پس اين ثمره ظاهر نمىشود كه بر مبناى متوهم كذا . . . 2 - در باب وضو شستن آن مقدار از محاسن كه در محدوده صورت است لازم مىباشد ولى شستن آن مقدار از محاسن كه مسترسل است يعنى رها شده و خارج از حدّ صورت محلّ بحث است فرض كنيد از طريق ضعيفى بما رسيده كه شستن آن ثواب دارد اخبار من بلغ هم اينجا را گرفت آنگاه بر مبناى ما استحباب شرعى اين غسل ثابت نمىشود پس نتوان با بلل و رطوبت لحيه مسترسله مسح نمود و از رطوبت آن كمك گرفت چون عضو وضو نشد بلكه از باب احتياط انجام مىدهيم ولى بر مبناى متوهم وعده ثواب كاشف از استحباب شرعى است پس اين غسل هم عضوى از اعضاء