فواصل زمانى خاصى به سراغش مىآمد و با نگاه به اوضاع كواكب مىخواست وقت دقيق آن را دريابد . « 1 » طبق اين تفسير ، آيه دليل بر صحت علم نجوم است و به قول صاحب جواهر : اظهر وجوه و احتمالات همين است ، « 2 » زيرا ساير احتمالات با ظاهر آيه تناسب ندارد .
روايات فراوان - و به قول صاحب جواهر : « التى لا يمكن حصرها » - « 3 » بر اصل صحت علم نجوم دلالت دارد و جاى ترديد ندارد . از جمله روايت ابان بن تغلب كه قبلًا در نكتهء دوم اشاره شد و روايت دهقان پارسى زبان با اميرمؤمنان ( ع ) كه براى جنگ نهروان مىرفت و دهقان منجم ، او را بر حذر داشت و گفت امروز روز نحسى است و جنگ به نفع شما نيست و روز سختى در پيش داريد ، زيرا « قد انقلب فيه كوكب و انقدح من برجك النيران » . حضرت پس از پرسشهاى متعددى فرمودند :
« أمّا قولك قد انقدح من برجك النيران فكان الواجب أن تحكم لي به لا عليّ ، أمّا نوره وضيائه فعندي وأمّا حريقه ولهبه فذهب عنّي ، فهذه مسألة عميقة أحبّها إن كنت حاسباً » .
حضرت رفت و خوارج را شكست داد و با فتح و ظفر برگشت ؛ اينجا بود كه دهقان گفت : « ليس هذا العلم ممّا في أيدي أهل زماننا ، هذا علم مادّته من السماء » البته اين روايت به سه طريق نقل شده است .
بنابراين اصل نجوم حق است ، امّا احاطه به تمام دقايق اين علم از حوزهء ادراك انسانهاى معمولى خارج است و تنها علام الغيوب و كسانى كه خدا اين علم را در اختيار آنان گذاشته از همهء جهات آن آگاهند و ادراك ديگران كامل نيست و اشتباه فراوان دارند و چه بسا ستارهاى را نحس بدانند در حالىكه سعد است ، عكس آن نيز ممكن است ، از جمله در ذيل حديث ابان بن تغلب در داستان سعد يمانى امام صادق ( ع ) از سعد پرسيد :
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 7 - 8 ، ص 449 .
( 2 ) . جواهر الكلام ، ج 22 ، ص 95 .
( 3 ) . همان ، ص 106 .