تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
حادثه است و . . . خلاصه خيرات و شرور واقع در اين عالم را به اوضاع فلكى و حوادث سماوى مستند و منتسب كند . البته اين خبر دادن به چند صورت متصور است : 1 . گاهى همراه با اعتقاد به تأثير است يعنى واقعاً اوضاع فلكى را مؤثر در حوادث ارضى مىداند و براى آنها استقلال در تأثير قائل است و تخلف‌بردار نيست . يا در كنار ارادهء الهى و در عرض آن و به عنوان شريك العلّه اوضاع فلكى هم مؤثرند . اين قسم از تنجيم و منجم‌گرى قطعاً كفر است و فقهاى اسلام به اتفاق كلمه آن را كفر دانسته‌اند . 2 . گاهى همراه با اعتقاد فوق نيست ، بلكه اوضاع فلكى و طلوع و غروب ستارگان را مؤثر مىداند ولى نه به اين نحو كه تخلف‌بردار نباشد ، بلكه مؤثر حقيقى را خداوند مىداند و عقيدهء به محو و اثبات دارد و تأثير افلاك و كواكب را هم از خدا مىداند چنين اعتقادى موجب كفر نيست ، زيرا چنين فردى نه اصل وجود خداوند را منكر است نه توحيد الهى را ، نه تأثير او در همهء حوادث را منكر است ، نه معاد را انكار مىكند ، نه نبوت را و نه ضرورى دين را بلكه همه را قبول دارد و به تجربه و مطالعه به دست آورده است كه ميان اوضاع فلكى و برخى حوادث ارضى رابطه وجود دارد . اين محكوم به كفر نيست ، و خود خداوند نظام عالم را نظام اسباب و مسببات قرار داده است . 3 . گاهى اصلًا اوضاع فلكى را مؤثر نمىداند بلكه اينها را علامت و كاشف مىداند و معتقد است كه عادت الهى بر اين جارى شده است كه نزد فلان وضع فلكى ، فلان حادثهء زمينى را ايجاد كند و مؤثر مستقيم ، خود ذات الهى است . اين با مبناى اشاعره سازگار است كه قائل به عادت الله هستند . 4 . گاهى به اين صورت است كه اوضاع فلكى را معدّ و زمينه ساز و علت معدّه مىداند كه خود ذات حق اينها را معدّ قرار داده است ، نه مقتضى و سبب و علت و مؤثر ؛ بلكه مؤثر حقيقى ، خود اوست . اين نيز موجب كفر نيست . رواياتى كه دربارهء تحريم تنجيم و تعلّم نجوم وارد شده است شامل اين قسم و دو قسم قبلى نيست ، زيرا تنجيم مصطلح ، همان قسم اوّل است . روايات اين قسم را رد مىكنند . مانند روايت معتبرهء عبدالملك بن اعين از امام صادق ( ع ) :