امّا دليل بخش اوّل يعنى اينكه با صدق عنوان مذكور ، اعانت حرام است :
كلّيهء رواياتى كه در مذّمت اعوان ظلمه ذكر شده اين مورد را شامل است . « 1 » مضافا به روايات خاصهاى كه داريم : از قبيل : قول امام صادق عليه السّلام در روايت كاهلى كه فرمود : هر كس نام خود را در ديوان و دفتر بنى عباس ثبت و ضبط كند خداوند در روز قيامت او را به صورت خنزير محشور مىفرمايد « 2 » [ كلمهء سابع مقلوب عبّاس است مثل ديز كه مقلوب زيد است ، و در حال تقيّه امام عليه السّلام چنين فرمودهاند . ]
و قول امام عليه السّلام هيچ بندهاى به سلطان ستمگر و جائرى نزديك نشد مگر اينكه به همان نسبت از خداوند دور شد . « 3 » [ تناسب معكوس در كار است . ]
رسول خدا فرمود : بپرهيز از درب سلاطين حواشى و اطراف آن [ يعنى نزديك ظالم نشويد و در اطراف كاخ او نگرديد و . . . ] چرا كه هركس به درب سلاطين نزديكتر باشد از خداوند دور تر مىگردد و . . . « 4 » از اين روايات به خوبى استفاده مىشود كه از اعوان ظلمه بودن و ثبت نام در آن دفتر و . . . ممنوع است .
و امّا بخش دوّم : به عقيدهء ما مجرّد عمل براى ظالم در مباحات حالا براى اجرت و امرار معاش باشد يا مجّانى و بلاعوض ، آن هم بدون اينكه حتى در همين كار مخصوص از اعوان ظلمه شمرده شود ، تا چه رسد ، به اينكه بقول مطلق او را از اعوان ظلمه بشمارند ، دليلى بر حرمت آن نيست و اولى عدم حرمت است .
بدليل اينكه : اصل اوّلى در كارها اباحه و جواز است و هيچ دليل معتبرى هم بر حرمت اين كارها نيست تا جلو تمسّك به اصل را بگيرد ، به استثناء چند روايت كه
هامش
( 1 ) وسايل الشيعه ج 12 ص 132 باب 43 روايات وارده
( 2 ) وسايل الشيعه ج 12 ص 103 حديث 9 باب 43
( 3 ) وسايل الشيعه ج 12 ص 130 حديث 12 باب 43
( 4 ) وسايل الشيعه ج 12 ص 130 حديث 13 باب 43