عقوبت است ؟
3 - بحث حكمى : حكم وضعى و اينكه بر فرض حرمت غشّ ، آيا چنين معاملهاى صحيح است يا فاسد ؟ تا به حال بحث دوّم را مطرح ساختيم ، و روشن شد كه مسئله حرمت غشّ از مسائل مجمع عليها بين المسلمين و بلكه از ضروريات مذهب مسلمين است .
و امّا بحث اوّل يا موضوعى : در اوّل مسئله ، راجع به واژهء غشّ و معناى لغوى آن بحث كرديم و اينك چند نكته را در رابطه با اين موضوع كه بيان حدود و ثغور غشّ محرّم است بيان مىكنيم :
نكتهء اول : مقدّمه : مشترى و بايع از لحاظ علم و جهل نسبت به مغشوش و ناخالص بودن متاع ، به چهار قسم مىشوند :
1 - گاهى هر دو عالم به مزج و خلط و عيب هستند يعنى مشترى هم مىداند كه فروشنده گندم خوب با بد را ممزوج كرده و معذلك اقدام به معامله مىكنند .
اين صورت قطعا از غشّ خارج است ، چون غشّ لغتا و عرفا به معناى گول زدن و فريب دادن است و كسى كه با علم و عمد اقدام مىكند ، كسى نمىگويد كه :
او را فريب دادند .
2 - و گاهى هر دو جاهل به غشّ هستند يعنى جيّد و ردّى خود به خود يا بدست شخص ثالث درهم آميخته شده و طرفين معامله از آن خبر ندارند و به خيال اينكه واقعا جنس سالم و خالص و بىغلّ و غشّ است معامله مىكنند .
اين صورت هم از غشّ در معامله بيرون است ، زيرا فروشنده اصلا اطلاعى نداشته و عرفا هركس از جهل او با خبر شود نمىگويد : فروشنده كلاهبردارى كرده و . . .
3 - و گاهى فروشنده جاهل به غشّ و خريدار عالم به آنست و معذلك معامله مىكند اين صورت كه از دو جهت داخل در غشّ نيست و موضوعا بيرون است
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 134
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٣٤