ضررى به دين تو نمىرساند ، امّا شماها در چيزى مىنگريد و در آن مىانديشيد و مطالعه مىكنيد كه زياد آن قابل درك نيست و اندك آن سودمند نيست . « 1 »
6 - خبر هشام : امام صادق به من فرمود : ديد تو در باب نجوم چگونه است ؟
[ يعنى آيا اطلاعاتى دارى يا نه ؟ ] عرض كردم : من در عراق كسى را پشت سر نگذاشتم كه اعلم از من باشد [ يعنى در عراق احدى بيناتر از من در علم نجوم نيست . ]
آنگاه حضرت ( ع ) از من مسائلى چند پرسيدند و من هيچكدام را ندانستم سپس فرمودند : قصه چيست كه دو لشكر با يكديگر روبرو مىشوند و در ميان هر لشكرى يك منجّم و حسابگرى هست كه هركدام با محاسبات نجومى به نفع خود و گروهش حكم مىكند و مىگويد ما پيروز مىشويم ولى وقتى جنگ درمىگيرد يكى از آنها ديگرى را شكست مىدهد ؟ نجوم و محاسبات نجومى كجايند ؟ چرا به داردستهء شكستخورده نمىرسند ؟ عرض كردم : به خدا قسم من اين مطلب را نمىدانم .
فرمودند : راست گفتى : بدان كه اصل حساب [ محاسبات نجومى ] حق است ولى از آن آگاه نمىشود مگر كسى كه از مواليد خلق [ آغاز و انجام آنها ] با خبر باشد . [ آنگونه كه قوم يوشع باخبر بودند . ]
7 - حديث احتجاج طبرسى از امام صادق ( ع )
زنديقى به حضرت عرض كرد : نظر شما دربارهء علم نجوم چيست ؟
فرمودند : علم نجوم ، دانشى است كه منافعش اندك و زيانهايش بسيار است شما مىخواهيد با علم نجوم مقدّر الهى را دفع كنيد [ ولى بدانيد كه آنچه مقدر شده پيش خواهد آمد ] شما مىخواهيد با علم نجوم خود را از محاذير و بلايا و شرور حفظ كنيد [ ولى نشدنى است ] منجمى اگر از بلائى خبر دهد موجب
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ج 12 ص 101 باب 24 حديث اوّل .