كفش خود را درآوريد و ببينيد چگونه پاى خود را آزردهايد كه تاكنون از رفتن به سوى امير عالم هستى و قطب عالم امكان باز ماندهايد !
متأسّفانه عدّهاى از افراد نه تنها خود را خالص نمىگردانند و ريگ از كفش خود خارج نمىكنند كه در كفش ديگران نيز ريگ مىاندازند و آنان را مىآزارند . اين گونه افراد با نيشِ زبان ، نيشتر به قلب دوستان واقعى مىزنند ؛ زيرا بر اثر القائات شيطانى مايلند همگان از راه رفتن در طريق امام عصر ارواحنا فداه باز مانند . گويى كه نمىدانند دشمنى با مسير امام زمان ارواحنا فداه و مخالفت با دوستان واقعى آن حضرت ، دشمنى با شخص آن بزرگوار است . مگر حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در « نهج البلاغه » نفرمودهاند :
أصدقاؤك ثلاثة وأعداؤك ثلاثة ، فأصدقاؤك : صديقك ، وصديق صديقك ،
وعدوّ عدوّك ، وأعداؤك : عدوّك ، وعدوّ صديقك ، وصديق عدوّك . « 1 »
دوستان تو سه گروهند و دشمنان تو نيز سه گروه مىباشند .
امّا دوستانت عبارتند از : 1 - دوست خودت ، 2 - دوستِ دوستت ، 3 - دشمنِ دشمنت .
و دشمنانت عبارتند از : 1 - دشمن خودت ، 2 - دشمنِ دوستت ، 3 - دوست دشمنت .
بنابراين آيا دشمنى كردن با دوستان امام عصر ارواحنا فداه ، مخالفت با آن بزرگوار نيست ؟ !
بگذريم كه اين سخنان خوشايند همگان نيست ! زيرا كه اكنون ريگ و ريگزار فراوان است و بيابانهاى تفتيده ريگهاى داغ فراوان دارد ! و خشكسالى و قحطى چهرهء كريه خود را به همه نشان داده است و فكر باران افراد را به خود مشغول ساخته و عدّهاى در پى انجام نماز استسقاء رفتهاند .
امّا صدها سال از غيبت آن آب گواراى حيات مىگذرد و مردم دستشان از آن چشمهء زلال حيات مادّى و معنوى كوتاه است ولى براى رسيدن به آن كوشش نمىكنند و به فكر باران مىباشند در حالى كه باران به بركت وجود آن حضرت مىبارد .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه : كلمات قصار : 295 .