در پايان كتاب ، به بيان برخى از مطالبى مىپردازيم كه حضرتش صلوات اللَّه عليه به گونهاى دستور به انجام آنها فرمودهاند ؛ آنها عبارتند از بعضى از دعاها و زيارتها ، و برخى از دستورات و مطالبى كه با موضوع كتاب مناسبت دارد . در ابتدا ، جريان سيّد رشتى رضوان اللَّه عليه را بيان مىكنيم ؛ زيرا جريان ديدار او ، مطالبى را در بر دارد كه مولاى ما امام زمان ارواحنا فداه به انجام آن امر فرمودهاند .
محدّث نورى رحمه الله مىفرمايد : سيّد رشتى گفت : در سال 1280 ( قمرى ) به قصد انجام حجّ حركت كردم ، و از طرف رشت به تبريز رفتم . در تبريز به خانه حاج صفر على تاجر معروف تبريزى رفته و به دليل اين كه كاروانى براى عزيمت به حج نيافتم ، سرگردان شده بودم ؛ تا آنكه حاج جبّار جلودار سدهاى اصفهانى ، كاروانى براى رفتن به « طربوزن » تدارك ديد .
من ، يك مركب براى خودم از او كرايه كردم و به راه افتادم ، و وقتى به اوّلين منزلگاه بين راه رسيدم ، بنا بر تشويق حاج صفر على تاجر ، سه نفر ديگر نيز به من پيوستند و با يكديگر همسفر شديم ؛ آن سه نفر : 1 - حاج ملّا باقر تبريزى ( كه به نيابت از شخص ديگرى عازم حجّ شده بود ، و نزد علما شناخته شده بود ) ؛ 2 - حاج سيّد حسين تاجر تبريزى ؛ 3 - مردى كه خدمتكار بود ، و او را حاج على مىگفتند .
در بين راه به شهر « ارضروم » رسيديم و از آن جا نيز عازم شهر « طربوزن » بوديم .
در يكى از استراحتگاههاى بين اين دو شهر ، حاج جبّار جلودار ( رئيس كاروان ) نزد
الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 697
مساهمون: سيد مرتضى مجتهدى سيستانى
ص٦٩٧