وَعاجَلُوكَ النِّزالَ ، وَرَشَقُوكَ بِالسِّهامِ وَالنِّبالِ ، وَبَسَطُوا إِلَيْكَ
و در اين امر شتافتند ، و تيرها و سنگها را به تو پرتاب كردند ، و
أَكُفَّ الْإِصْطِلامِ ، وَلَمْ يَرْعَوْا لَكَ ذِماماً ، وَلا راقَبُوا فيكَ اثاماً ،
دستهاى ويرانگر خود را به سوى تو گشودند ، و حقّ تو را مراعات نكردند ، و
في قَتْلِهِمْ أَوْلِيآءَكَ ، وَنَهْبِهِمْ رِحالَكَ ، وَأَنْتَ مُقَدَّمٌ فِي الْهَبَواتِ ،
در كشتن عزيزان تو و غارت زاد و توشهء تو هيچ ترسى از جزاى گناه خويش به خود راه ندادند ؛ و تو در ميان گرد و غبار ميدان به پيش مىتاختى ،
وَمُحْتَمِلٌ لِلْأَذِيَّاتِ ، قَدْ عَجِبَتْ مِنْ صَبْرِكَ مَلآئِكَةُ السَّماواتِ .
و آزار و اذيّتها را تحمّل مىكردى ، كه به راستى فرشتگان آسمان از صبر تو درشگفت آمدند .
فَأَحْدَقُوا بِكَ مِنْ كُلِّ الْجَهاتِ ، وَأَثْخَنُوكَ بِالْجِراحِ ، وَحالُوا بَيْنَكَ
پس آنان ( دشمنان ) از هر سو ، اطراف تو را گرفتند ؛ و زخمهاى عميقى بر تو وارد كردند و ميان تو
وَبَيْنَ الرَّواحِ ، وَلَمْ يَبْقَ لَكَ ناصِرٌ ، وَأَنْتَ مُحْتَسِبٌ صابِرٌ ، تَذُبُّ
و بين راحتى و نجات فاصله انداختند ( يعنى نگذاشتند كار به شبانگاه برسد ) ، و تو را هيچ ياورى باقى نمانده بود ، و تو كار را به حساب خدا واگذار
عَنْ نِسْوَتِكَ وَأَوْلادِكَ ، حَتَّى نَكَسُوكَ عَنْ جَوادِكَ ، فَهَوَيْتَ إِلَى
كرده و صبر نمودى ، و از زنان و اولادت دفاع مىكردى . تا آن كه تو را از اسب سرنگون ساختند ، و با بدنى مجروح بر
الْأَرْضِ جَريحاً ، تَطَؤُكَ الْخُيُولُ بِحَوافِرِها ، وَتَعْلُوكَ الطُّغاةُ
زمين افتادى ؛ اسبها با سمهاىشان تو را لگدكوب كردند و طغيانگران تو را
بِبَواتِرِها . قَدْ رَشَحَ لِلْمَوْتِ جَبينُكَ ، وَاخْتَلَفَتْ بِالْإِنْقِباضِ
با شمشيرهاىشان ضربه مىزدند . عرق مرگ بر پيشانيت نشست . و
وَالْإِنْبِساطِ شِمالُكَ وَيَمينُكَ ، تُديرُ طَرْفاً خَفِيّاً إِلى رَحْلِكَ
راست و چپ بدن مباركت را با جمع كردن و گشودن جابجا مىكردى . و با گوشهء چشم به خيام
وَبَيْتِكَ ، وَقَدْ شَغَلْتَ بِنَفْسِكَ عَنْ وُلْدِكَ وَأَهاليكَ ، وَأَسْرَعَ فَرَسُكَ
و حرمت نگاه مىكردى ، و مصيبتى كه بر تو وارد مىشد تو را از فرزندان و اهل بيتت به خود مشغول ساخته بود ، و اسب تو
شارِداً ، إِلى خِيامِكَ قاصِداً ، مُحَمْحِماً باكِياً ، فَلَمَّا رَأَيْنَ النِّسآءُ
شيونكُنان و گريهكنان با سرعت به سوى حرمت آمد ، هنگامى كه زنان
الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 590
مساهمون: سيد مرتضى مجتهدى سيستانى
ص٥٩٠