جَوادَكَ مَخْزِيّاً ، وَنَظَرْنَ سَرْجَكَ عَلَيْهِ مَلْوِيّاً ، بَرَزْنَ مِنَ الْخُدُورِ ،
اسبت را شرمسار ديدند و به زين واژگونش نظر افكندند ، از خيمهها بيرون آمدند ،
ناشِراتِ الشُّعُورِ عَلَى الْخُدُودِ ، لاطِماتِ الْوُجُوهِ سافِراتٍ ،
موهاىشان را بر چهرههاىشان پريشان كرده ، بر چهرههاى بدون نقابشان سيلى مىزدند ،
وَبِالْعَويلِ داعِياتٍ ، وَبَعْدَ الْعِزِّ مُذَلَّلاتٍ ، وَإِلى مَصْرَعِكَ مُبادِراتٍ .
و با صداى بلند ناله مىزدند و تو را مىخواندند ، و آنان بعد از عزّت ذليل شده بودند ، و به سوى قتلگاه تو شتافتند .
وَالشِّمْرُ جالِسٌ عَلى صَدْرِكَ ، وَمُولِغٌ سَيْفَهُ عَلى نَحْرِكَ ، قابِضٌ
در حالى كه شمر ( لعنة اللَّه عليه ) بر روى سينهات نشسته بود و شمشيرش را بر گودى زير گلوى تو فرو برده
عَلى شَيْبَتِكَ بِيَدِهِ ، ذابِحٌ لَكَ بِمُهَنَّدِهِ ، قَدْ سَكَنَتْ حَواسُّكَ ،
و محاسنت را به دست گرفته بود ، سرت را با شمشير تيز خود مىبريد ؛ در آن حالت حواسّت از حركت ايستاد ،
وَخَفِيَتْ أَنْفاسُكَ ، وَرُفِعَ عَلَى الْقَناةِ رَأْسُكَ ، وَسُبِىَ أَهْلُكَ
و نفسهايت پنهان شد ، و سرت بر بالاى نيزه بلند شد ، و اهل بيت تو
كَالْعَبيدِ ، وَصُفِّدُوا فِي الْحَديدِ ، فَوْقَ أَقْتابِ الْمَطِيَّاتِ ، تَلْفَحُ
مانند بندگان و بردگان اسير شدند ، و در غل و زنجير به بند كشيده شدند . در فراز جهاز شتران ،
وَجُوهَهُمْ حَرُّ الْهاجِراتِ ، يُساقُونَ فِي الْبَراري وَالْفَلَواتِ ،
چهرههاىشان را گرماى شديد مىسوزاند ، و در بيابانها و دشتها پيش برده مىشدند ؛
أَيْديهِمْ مَغْلُولَةٌ إِلَى الْأَعْناقِ ، يُطافُ بِهِمْ فِي الْأَسْواقِ . فَالْوَيْلُ
دستهاىشان به گردنهاىشان آويخته و بسته بود ، و آنها را دور بازارها مىچرخاندند . پس ، واى
لِلْعُصاةِ الْفُسَّاقِ ، لَقَدْ قَتَلُوا بِقَتْلِكَ الْإِسْلامَ ، وَعَطَّلُوا الصَّلاةَ
بر آن گناهكاران فاسق كه به راستى با كشتن تو اسلام را كشتند ، و نماز
وَالصِّيامَ ، وَنَقَضُوا السُّنَنَ وَالْأَحْكامَ ، وَهَدَمُوا قَواعِدَ الْإيمانِ ،
و روزه را رها كردند ، و سنّتها و احكام را شكستند ، و ستونهاى دين و ايمان را منهدم كردند ،
وَحَرَّفُوا اياتِ الْقُرْانِ ، وَهَمْلَجُوا فِي الْبَغْيِ وَالْعُدْوانِ . لَقَدْ
و آيات الهى قرآن را تحريف نمودند ، و در دشمنى و ظلم و ستم پيش تاختند . آن گاه كه تو را شهيد كردند
الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 591
مساهمون: سيد مرتضى مجتهدى سيستانى
ص٥٩١