نصيبم شده ، و بيش از هفتاد سال از عمرم مىگذرد .
من ، اين مرد بزرگوار را به عنوان پيشواى خود برگزيدم و او را امام مىدانم ؛ چرا كه او چيزى را كه در خاطر من گذشت متوجّه شد ، و برايم دعا كرد و خداوند نيز دعايش را در حقّم مستجاب فرمود .
عرض مىكنم : اى خردمند ؛ با دقّت انديشه كن و ببين چگونه مولاى ما امام هادى عليه السلام ، پاداش دعا و احسان اين مرد اصفهانى را داد ، و آن گونه برايش دعا فرمود ؛ با اين كه وقتى آن شخص براى امام عليه السلام دعا كرد ، هنوز جزو پيروان امام عليه السلام نبود . آيا با وجود اين جريان ، مىتوانى گمان كنى در مورد امام عصر و مولاىمان حضرت مهدى ارواحنا فداه ، با اين كه تو از شيعيان او هستى ، كه اگر دعايش كنى ، او در مقابل براى تو دعاى خير نمىكند ؟ !
نه ؛ به خدايى كه جنّ و بشر را آفريد ، چنين نيست ؛ بلكه ، آن حضرت - اگر چه مؤمنان نسبت به اين جهت بىتوجّهى مىكنند - براى مؤمنان و شيعيانش دعا مىكند ؛ زيرا تمام احسانها و نيكىها از ناحيهء آن حضرت است .
از جمله امورى كه تأكيد بر مدّعاى ما مىنمايد اين است كه يكى از برادران شايسته و بزرگوارم به من گفت كه در عالم رؤيا حضرت مهدى صلوات اللَّه عليه را ملاقات كرده ، و آن حضرت به او فرمودهاند :
إنّى أدعو لكلّ مؤمن يدعو لي بعد ذكر مصائب سيّدالشهداء عليه السلام في مجالس العزاء .
من حتماً براى هر مؤمنى كه در مجلس عزا ، بعد از ياد مصيبتهاى سيّد الشهدا عليه السلام برايم دعا كند ، دعا مىكنم .
از خداوند درخواست توفيق دعا براى آن حضرت را داريم ؛ همانا ، او شنواى دعاست . « 1 »
هامش
( 1 ) . مكيال المكارم : 1 / 333 .