تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
الْبُكآءِ ، بَلْ أَتَيْتُكَ بِضَعْفٍ مِنَ الْعَمَلِ ، وَظَهْرٍ ثَقيلٍ بِالْخَطايا گريه رنجور شده است ؛ ( بلكه ) در عمل و رفتارهاى دينى ضعيف بوده‌ام ، و پشتم از بار گناهان وَالزَّلَلِ ، وَنَفْسٍ لِلرَّاحَةِ مُعْتادَةٍ ، وَلِدَواعِي الشَّهْوَةِ مُنْقادَةٍ . أَما و لغزش‌ها سنگين شده ، و روانم را به راحتى و خوشى عادت داده‌ام ، و تسليم انگيزه‌هاى شهوت هستم ، با اين وجود ، يَكْفيني يا رَبِّ وَسيلَةً إِلَيكَ ، وَذَريعَةً لَدَيْكَ ، أَنَّني لِأَوْلِيآءِ اى پروردگار من ؛ آيا از جهت وسيله و واسطه و سبب كه به سوى تو راه پيدا كنم كافى نيست كه من ، ارادتمند دينِكَ مُوالٍ ، وَفي مَحَبَّتِهِمْ مُغالٍ ، وَلِجِلْبابِ الْبَلاءِ فيهِمْ لابِسٌ ، اوليا و سرپرستان دينت هستم ، و در دوستىشان سعى فراوان مىكنم ، و لباس بلا را در مورد ايشان بر تن مىكنم . وَلِكِتابِ تَحَمُّلِ الْعَنآءِ بِهِمْ دارِسٌ . أَما يَكْفيني أَنْ أَرُوحَ فيهِمْ و كتاب تحمّل سختى را به سبب آنان فراگيرنده‌ام . آيا برايم بس نيست كه به خاطر آن بزرگواران مَظْلُوماً ، وَأَغْدُوَ مَكْظُوماً ، وَأَقْضِيَ بَعْدَ هُمُومٍ هُمُوماً ، وَبَعْدَ مظلوم واقع شده‌ام ، و سكوت كرده‌ام و خشم خود را باز داشته‌ام ، و پيوسته گرفتار اندوه هستم ؟ و از شدّت وُجُومٍ وُجُوماً ، أَما عِنْدَكَ يا مَوْلايَ بِهذِهِ حُرْمَةٌ لاتُضَيَّعُ ، وَذِمَّةٌ ترس پيوسته گرفتار خاموشىام ؟ اى مولاى من ؛ آيا اين باعث نمىشود كه براى من حرمتى باشد كه ضايع نشود و تباه نگردد ، و بِأَدْناها تُقْتَنَعُ ، فَلِمَ لاتَمْنَعُني يا رَبِّ وَها أَنَا ذا غَريقٌ ، وَتَدَعُني باعث حقّى شود كه هر چند كم باشد ولى نجات‌بخش است ؟ اى پروردگار من ؛ مىبينى كه من غرق شده‌ام پس چرا از غرق‌شدن نگاهم نمىدارى ؟ هكَذا وَأَنَا بِنارِ عَدُوِّكَ حَريقٌ . مَوْلايَ أَتَجْعَلُ أَوْلِيآءَكَ لِأَعْدآءِكَ مىبينى كه با آتشى كه دشمنت افروخته است آتش گرفته‌ام ، ( پس چرا مرا اين گونه رها مىكنى ؟ ) مولاى من ؛ آيا دوستانت را جلوى دشمنانت طَرآئِدَ ، وَلِمَكْرِهِمْ مَصآئِدَ ، وَتُقَلِّدُهُمْ مِنْ خَسْفِهِمْ قَلائِدَ ، وَأَنْتَ مىاندازى ؟ و آن‌ها را گرفتار مكر و حيله‌شان قرار مىدهى ؟ و از خوارى و فرومايگى آنان ، حلقه‌اى بر گردن ايشان مىافكنى ؟ در مالِكُ نُفُوسِهِمْ ، أَنْ لَوْ قَبَضْتَها جَمَدُوا ، وَفي قَبْضَتِكَ مَوادُّ حالى كه صاحب‌اختيار جان همهءشان تويى ، به گونه‌اى كه اگر جان‌شان را بگيرى جماد و بىجان مىگردند ؛ از طرفى مايهء أَنْفاسِهِمْ ، أَنْ لَوْ قَطَعْتَها خَمَدُوا ، فَما يَمْنَعُكَ يا رَبِّ أَنْ تَكُفَّ نفس‌كشيدن‌شان در دست توست ، و اگر آن را قطع كنى مىميرند ؛ پس - پروردگار من ؛ - چه چيزى مانع جلوگيرى تو
الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 541 | سيد مرتضى مجتهدى سيستانى