عاداني . فَحَمْدي لَكَ واصِلٌ ، وَثَنآئي عَلَيْكَ دآئِمٌ ، مِنَ الدَّهْرِ
دشمنانم را از من كفايت نمودى . بنابراين ، ستايشم به تو پيوسته ، و ثناگويىام بر تو هميشگى است ، از هر زمانى
إِلَى الدَّهْرِ ، بِأَلْوانِ التَّسْبيحِ ، خالِصاً لِذِكْرِكَ ، وَمَرْضِيّاً لَكَ
تا زمان ديگر ، با تسبيحگويىهاى گوناگون ، فقط به خاطر ياد تو و جلب خشنودى تو
بِناصِعِ التَّوْحيدِ « 1 » ، وَإِمْحاضِ التَّمْجيدِ بِطُوْلِ التَّعْديدِ ، وَمَزِيَّةِ أَهْلِ
به توحيد ناب و ستايشگرى خالص ، با طولانىشدن شمارش و فزونى اهل
الْمَزيدِ ، لَمْ تُعَنْ في قُدْرَتِكَ ، وَلَمْ تُشارَكَ في إِلهِيَّتِكَ ، وَلَمْ تُعْلَمْ
افزايش خواهم بود ، كسى در تواناييت ياريت نكرده است ، و در خداييت نيز شريك نشده ،
لَكَ مآئِيَّةً فَتَكُونَ لِلْأَشْيآءِ الْمُخْتَلِفَةِ مُجانِساً ، وَلَمْ تُعايَنْ إِذْ
و ماهيّتى براى تو ندانستهاند تا همجنس اشياى مختلف باشى ، و هنگامى كه به
حَبَسْتَ الْأَشْيآءَ عَلَى الْغَرآئِزِ ، وَلا خَرَقَتِ الْأَوْهامُ حُجُبَ
هر چيزى غريزهء خاصّى عطا مىكردى ديده نشدهاى ، و اوهام و خيالها نتوانستهاند پردههاى
الغُيُوبِ ، فَتَعْتَقِدُ فيكَ مَحْدُوداً في عَظَمَتِكَ ، فَلا يَبْلُغُكَ بُعْدُ
عالم پنهان را به درد تا اعتقاد به محدوديّتى در مورد عظمت تو پيدا كنند . بنابراين ،
الْهِمَمِ ، وَلايَنالُكَ غَوْصُ الْفِكَرِ ، وَلايَنْتَهي إِلَيْكَ نَظَرُ ناظِرٍ في
همّتهاى و الا توان رسيدن به تو را ندارند ، و انديشههاى ژرفنگر نمىتوانند به تو دست يازند ، و نگرش كسانى كه بر
مَجْدِ جَبَرُوتِكَ ، ارْتَفَعَتْ عِنْ صِفَةِ الْمَخْلُوقينَ صِفاتُ قُدْرَتِكَ ،
شكوه جبروت تو چشم دوختهاند به تو منتهى نمىشود ، ويژگىهاى قدرتت برتر از توصيف آفريدگان است ،
وَعَلا عَنْ ذلِكَ كِبْرِيآءُ عَظَمَتِكَ ، لايَنْقُصُ ما أَرَدْتَ أَنْ يَزْدادَ ،
و بزرگى كبرياييت برتر از آنهاست . چيزى را كه اراده كردهاى تا افزون باشد كم نمىشود ،
وَلايَزْدادُ ما أَرَدْتَ أَنْ يَنْقُصَ ، لاأَحَدَ حَضَرَكَ حينَ بَرَأْتَ
و چيزى كه خواستهاى كم باشد افزون نمىگردد . هيچ كس ، در هنگام آفرينش
النُّفُوسَ ، كَلَّتِ الْأَوْهامُ عَنْ تَفْسيرِ صِفَتِكَ ، وَانْحَسَرَتِ الْعُقُولُ
جانها نزد تو حضور نداشته است ، انديشه و خيال از تفسير و بيان وصف تو درماندهاند ، و عقلها در دستيابى
هامش
( 1 ) . اين كلمه به تعبيرات مختلف وارد شده : بِصانِعِ التَّوْحيدِ ، بِيانِعِ التَّوْحيدِ ، بِنايِعِ التَّوْحيدِ ، ولى نسخهاى كه در متن ذكر كردهايم صحيحتر است .