تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
عاداني . فَحَمْدي لَكَ واصِلٌ ، وَثَنآئي عَلَيْكَ دآئِمٌ ، مِنَ الدَّهْرِ دشمنانم را از من كفايت نمودى . بنابراين ، ستايشم به تو پيوسته ، و ثناگويىام بر تو هميشگى است ، از هر زمانى إِلَى الدَّهْرِ ، بِأَلْوانِ التَّسْبيحِ ، خالِصاً لِذِكْرِكَ ، وَمَرْضِيّاً لَكَ تا زمان ديگر ، با تسبيح‌گويىهاى گوناگون ، فقط به خاطر ياد تو و جلب خشنودى تو بِناصِعِ التَّوْحيدِ « 1 » ، وَإِمْحاضِ التَّمْجيدِ بِطُوْلِ التَّعْديدِ ، وَمَزِيَّةِ أَهْلِ به توحيد ناب و ستايشگرى خالص ، با طولانىشدن شمارش و فزونى اهل الْمَزيدِ ، لَمْ تُعَنْ في قُدْرَتِكَ ، وَلَمْ تُشارَكَ في إِلهِيَّتِكَ ، وَلَمْ تُعْلَمْ افزايش خواهم بود ، كسى در تواناييت ياريت نكرده است ، و در خداييت نيز شريك نشده ، لَكَ مآئِيَّةً فَتَكُونَ لِلْأَشْيآءِ الْمُخْتَلِفَةِ مُجانِساً ، وَلَمْ تُعايَنْ إِذْ و ماهيّتى براى تو ندانسته‌اند تا هم‌جنس اشياى مختلف باشى ، و هنگامى كه به حَبَسْتَ الْأَشْيآءَ عَلَى الْغَرآئِزِ ، وَلا خَرَقَتِ الْأَوْهامُ حُجُبَ هر چيزى غريزهء خاصّى عطا مىكردى ديده نشده‌اى ، و اوهام و خيال‌ها نتوانسته‌اند پرده‌هاى الغُيُوبِ ، فَتَعْتَقِدُ فيكَ مَحْدُوداً في عَظَمَتِكَ ، فَلا يَبْلُغُكَ بُعْدُ عالم پنهان را به درد تا اعتقاد به محدوديّتى در مورد عظمت تو پيدا كنند . بنابراين ، الْهِمَمِ ، وَلايَنالُكَ غَوْصُ الْفِكَرِ ، وَلايَنْتَهي إِلَيْكَ نَظَرُ ناظِرٍ في همّت‌هاى و الا توان رسيدن به تو را ندارند ، و انديشه‌هاى ژرف‌نگر نمىتوانند به تو دست يازند ، و نگرش كسانى كه بر مَجْدِ جَبَرُوتِكَ ، ارْتَفَعَتْ عِنْ صِفَةِ الْمَخْلُوقينَ صِفاتُ قُدْرَتِكَ ، شكوه جبروت تو چشم دوخته‌اند به تو منتهى نمىشود ، ويژگىهاى قدرتت برتر از توصيف آفريدگان است ، وَعَلا عَنْ ذلِكَ كِبْرِيآءُ عَظَمَتِكَ ، لايَنْقُصُ ما أَرَدْتَ أَنْ يَزْدادَ ، و بزرگى كبرياييت برتر از آن‌هاست . چيزى را كه اراده كرده‌اى تا افزون باشد كم نمىشود ، وَلايَزْدادُ ما أَرَدْتَ أَنْ يَنْقُصَ ، لاأَحَدَ حَضَرَكَ حينَ بَرَأْتَ و چيزى كه خواسته‌اى كم باشد افزون نمىگردد . هيچ كس ، در هنگام آفرينش النُّفُوسَ ، كَلَّتِ الْأَوْهامُ عَنْ تَفْسيرِ صِفَتِكَ ، وَانْحَسَرَتِ الْعُقُولُ جان‌ها نزد تو حضور نداشته است ، انديشه و خيال از تفسير و بيان وصف تو درمانده‌اند ، و عقل‌ها در دست‌يابى
هامش
( 1 ) . اين كلمه به تعبيرات مختلف وارد شده : بِصانِعِ التَّوْحيدِ ، بِيانِعِ التَّوْحيدِ ، بِنايِعِ التَّوْحيدِ ، ولى نسخه‌اى كه در متن ذكر كرده‌ايم صحيح‌تر است .