وَمِنَ الدِّفاعِ عَنّي ، وَالتَّوْفيقِ لي ، وَالْإِجابَةِ لِدُعآئي حَيْنَ اناجيكَ
و از من دفاع كردى ، و توفيقم دادى ، و دعايم را مستجاب مىكنى هنگامى كه در حال دعا با تو مناجات مىكنم ؛
داعِياً . وَأَدْعُوكَ مُضاماً ، وَأَسْأَلُكَ فَأَجِدُكَ فِي الْمَواطِنِ كُلِّها لي
و هنگامى كه تو را مىخوانم در حالى كه ستمديدهام . و درخواست مىكنم و مىبينم كه در همه جا نسبت به من
جابِراً ، وَفِي الْامُورِ ناظِراً ، وَلِذُنُوبي غافِراً ، وَلِعَوْراتي ساتِراً ،
مهربان و نيكوكارى ، و در تمام كارها نظارهگر من هستى ، و گناهانم را مىبخشى ، و عيبهايم را مىپوشانى ؛
لَمْ أَعْدَمْ خَيْرَكَ طَرْفَةَ عَيْنٍ مُنْذُ أَنْزَلْتَني دارَ الْإِخْتِيارِ « 1 » ، لِتَنْظُرَ
از ابتداى ورود به دنيا ( كه منزلگاه اختيار است ) حتّى به قدر يك چشم برهمزدن نيز سراغ ندارم كه خير و خوبىات به من نرسيده
ما اقَدِّمُ لِدارِ الْقَرارِ ، فَأَنَا عَتيقُكَ مِنْ جَميعِ الْآفاتِ وَالْمَصآئِبِ ،
باشد . چنين كردى تا ببينى براى خانهء هميشگىام ( آخرت ) چه چيزى مىفرستم ( اى خدا ؛ ) بدين سان ، من آزاد شدهء تو از تمام
فِي اللَّوازِبِ وَالْغُمُومِ الَّتي ساوَرَتْني فيهَا الْهُمُومُ ، بِمَعاريضِ
آسيبها و مصيبتها ، در سختىها و غم و اندوههايى هستم كه ناراحتىها را بر من حملهور ساخته ؛ به پيش آمدن
أَصْنافِ الْبَلاءِ ، وَمَصْرُوفِ جُهْدِ الْقَضآءِ ، لاأَذْكُرُ مِنْكَ إِلّا
بلاهاى گوناگون ، و رخ دادن سختى قضا . از تو جز خوبى و زيبايى به ياد ندارم
الْجَميلَ ، وَلا أَرى مِنْكَ غَيْرَ التَّفْضيلِ . خَيْرُكَ لي شامِلٌ ، وَفَضْلُكَ
و جز مهربانى و فضل ، از تو نمىبينم . خير و نيكى تو مرا فرا گرفته است ، و فضل و فزونبخشى تو
عَلَيَّ مُتَواتِرٌ ، وَنِعْمَتُكَ عِنْدي مُتَّصِلَةٌ ، وَسَوابِقُ لَمْ تُحَقِّقْ حِذاري ،
پى در پى به من مىرسد ، و نعمتت به طور متّصل به من مىرسد ، و سابقههايى كه محقّق نساختى برحذر شدنم ( نااميديم ) را ،
بَلْ صَدَّقْتَ رَجآئي ، وَصاحَبْتَ أَسْفاري ، وَأَكْرَمْتَ أَحْضاري ،
بلكه اميدم را به راستى رساندهاى ، و در سفرها همراهم بودى ، و در وطن نيز با كرامت و بزرگوارى با من رفتار كردى ،
وَشَفَيْتَ أَمْراضي وَأَوْهاني ، وَعافَيْتَ مُنْقَلَبي وَمَثْوايَ ، وَلَمْ
و بيمارىها و سستىهايم را شفا بخشيدى ، و پناهگاه و آرامگاهم را عافيت بخشيدى ،
تُشْمِتْ بي أَعْدآئي ، وَرَمَيْتَ مَنْ رَماني ، وَكَفَيْتَني مَؤُونَةَ مَنْ
و دشمنان مرا اجازهء شماتتكردن نسبت به من ندادى ، و هر كه مرا هدف گرفت او را هدف گرفتى ، و سختى و رنج
هامش
( 1 ) . دارَ الْإِخْتِبارِ « منزلگاه آزمايش » ، بحار الأنوار : 95 / 242 .