و چنانچه شخص مضطرّ از شدّت پريشانى و بيچارگىاش نتواند با زبان اظهار كند و دعايى كه از اهل بيت عليهم السلام رسيده بخواند و به حضرت استغاثه كند ، كافى است با زبان حال از او يارى بخواهد يعنى بداند و اقرار كند كه او ولىّ و امامش مىباشد و مربىّ او و واسطهء فيض خدا ، فقط وجود مقدّس اوست و چراغ هدايت در تاريكىهاى بيابان غيبت فقط اوست .
پس بفهمد و بشناسد كه آنهايى كه در سفر طاعت مثل مسافرت حجّ و زيارت استغاثه مىكنند ، كسى جز امام زمان كه فريادرس دوران است ، آنها را نجات نمىدهد و به فريادشان نمىرسد .
شاهد بر اين ادّعا آن است كه « غوث » از لقبهاى اختصاصى آن حضرت است كه در زيارتهاى معتبر وارد شده است و معناى آن فرياد رس است . و البتّه بديهى است اين لقب خدادادى مجرّد اسم نيست و طبعاً صاحب اين لقب بايد بتواند صداى هر كسى را از هر جايى بشنود و به هر زبانى هم كه فريادرسى از او شود ، بايد بداند .
بلكه علمى داشته باشد كه به حالات فرياد طلبان و دادخواهان احاطه داشته باشد بدون اين كه آنان استغاثهاى نمايند ، همان گونه كه در توقيعش به شيخ مفيد رحمه الله چنين مىفرمايد .
و او قدرت دارد كه در صورت صلاحديد ، استغاثهكننده را از درياى گرفتارى و بلا نجات دهد به هر حالى كه باشد و به هر زبانى كه فرياد برآورد و لايق اين مقام نيست مگر كسى كه از مقام والاى امامت برخوردار است و قدم بر بساط ولايت نهاده است .
و نيز اين سخن را تأييد مىكند آنچه بين عرب ( شهرنشين و باديهنشين ) مشهور است كه او را « ابا صالح » مىخوانند و به دو متوسّل نمىشوند و شكايت به نزدش نمىبرند و استغاثه و ندبهاش نمىكنند ، مگر به اين اسم مقدّس يعنى « ابا صالح » . « 1 »
هامش
( 1 ) . نجم الثاقب : 732 .