طالِبَةٌ صِفْراً مِنْ عَطآئِكَ ، وَلا خآئِبَةً مِنْ نَحْلِ هِباتِكَ ، وَأَيُّ راحِلٍ
دستى را كه به درخواست به سويت آمده است ، خالى از بخشش و عطاى خود برنمىگردانى ، و از هديههاى خوبت محروم
رَحَلَ إِلَيْكَ فَلَمْ يَجِدْكَ قَريباً ، أَوْ وافِدٍ وَفَدَ عَلَيْكَ فَاقْتَطَعَتْهُ
نمىگردانى ، تا به حال ، كدام كوچكنندهاى به سوى تو كوچ كرده است و تو را نزديك نيافته است ؟ يا كدام واردشوندهاى بر تو وارد
عَوآئِقُ الرَّدِّ دُونَكَ ، بَلْ أَيُّ مُحْتَفِرٍ مِنْ فَضْلِكَ لَمْ يُمْهِهِ فَيْضُ
شده ، او را رد كرده و پذيرايى ننمودهاى ؟ بلكه كدام كسى است كه فضل تو را كاوش كند و از سرچشمهء جود و
جُودِكَ ، وَأَيُّ مُسْتَنْبِطٍ لِمَزيدِكَ أَكْدى دُونَ اسْتِماحَةِ سِجالِ
بخشش تو سيراب نگردد ؟ و كدام كسى است كه در جستجوى فزونى از جانب تو باشد ، و از عطاى فراوان
عَطِيَّتِكَ . أَللَّهُمَّ وَقَدْ قَصَدْتُ إِلَيْكَ بِرَغْبَتي ، وَقَرَعَتْ بابَ فَضْلِكَ
تو بهرهمند نگردد ؟ بار الها ؛ و من با شوق و علاقهاى وصفناپذير ، به قصد حضرت تو آمدم ؛ و با دست خواهش خود ، درگاه فضل و
يَدُ مَسْأَلَتي ، وَناجاكَ بِخُشُوعِ الْإِسْتِكانَةِ قَلْبي ، وَوَجَدْتُكَ خَيْرَ
فزونبخش تو را كوبيدم ؛ و قلبم در نهايت بيچارگى و خاشعانه به مناجات و رازگويى با تو پرداخته است ؛ و تو را بهترين
شَفيعٍ لي إِلَيْكَ ، وَقَدْ عَلِمْتَ ما يَحْدُثُ مِنْ طَلِبَتي قَبْلَ أَنْ يَخْطُرَ
واسطهء خود براى شفاعت به سوى تو يافتم ؛ و به خوبى مىدانى خواستههاى نو و تازهام را ، پيش از آن كه از انديشهء من بگذرد ،
بِفِكْري ، أَوْ يَقَعَ في خَلَدي ، فَصِلِ اللَّهُمَّ دُعآئي إِيَّاكَ بِإِجابَتي ،
يا در روان من بيفتد . پس ، - خداوندا - دعايم را به اجابت برسان ،
وَاشْفَعْ مَسْأَلَتي بِنُجْحِ طَلِبَتي . أَللَّهُمَّ وَقَد شَمَلَنا زَيْغُ الْفِتَنِ ،
و درخواستم را به دستيابى به خواهشم برآورده ساز . بار الها ؛ فتنههاى گمراهكننده ، ما را در بر گرفته است ؛
وَاسْتَوْلَتْ عَلَيْنا غَشْوَةُ الْحَيْرَةِ ، وَقارَعَنَا الذُّلُّ وَالصِّغارُ ، وَحَكَمَ
و فرو رفتن در حيرت و سردرگمى بر ما چيره شده است ؛ و خوارى و كوچكى ، ما را درهم كوبيده است ؛ و كسانى كه
عَلَيْنا غَيْرُ الْمَأْمُونينَ في دينِكَ ، وَابْتَزَّ امُورَنا مَعادِنُ الْابَنِ مِمَّنْ
امين در دين تو نيستند ، حاكم بر ما شدهاند ؛ و امور ما را افرادى كه معدنهاى ابنه هستند بدست گرفتهاند از كسانى كه
عَطَّلَ حُكْمَكَ ، وَسَعى في إِتْلافِ عِبادِكَ وَإِفْسادِ بِلادِكَ . أَللَّهُمَّ
تعطيل كنندهء دستورات تو ، و تلاشگر در جهت تلف كردن و نفله كردن بندگان تو ، و خراب كردن و به فساد كشيدن شهرهاى تو هستند . خدايا ؛
الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 160
مساهمون: سيد مرتضى مجتهدى سيستانى
ص١٦٠