وَقَدْ عادَ فَيْئُنا دَوْلَةً بَعْدَ الْقِسْمَةِ ، وَإِمارَتُنا غَلَبَةً بَعْدَ الْمَشْوَرَةِ ،
پس از اين كه غنيمت ما را - بعد از تقسيم ميان خود - مايهء چيرگى و استيلاى خويش قرار دادند ؛ و پس از آن كه فرمانروايى را
وَعُدْنا ميراثاً بَعْدَ الْإِخْتِيارِ لِلْامَّةِ ، فَاشْتُرِيَتِ الْمَلاهي وَالْمَعازِفُ
به ما دادى ، آن را بر اساس شورى به كسى ديگر دادند ؛ و پس از آن كه برگزيدهء الهى بوديم به عنوان ارث آنها شديم . بدينسان ،
بِسَهْمِ الْيَتيمِ وَالْأَرْمَلَةِ ، وَحَكَمَ في أَبْشارِ الْمُؤْمِنينَ أَهْلُ الذِّمَّةِ ،
وسايل لهو و لعب و خوشگذرانى با بهره و نصيب يتيمان و بيوهزنان از بيتالمال خريدارى شد ، و اهل ذمّه ، حاكم و فرمانرواى مؤمنان راستين
وَوَلِيَ الْقِيامَ بِامُورِهِمْ فاسِقُ كُلِّ قَبيلَةٍ ، فَلا ذآئِدَ يَذُودُهُمْ عَنْ
شدند ؛ و فاسقان هر قبيلهاى ، سرپرست امور آنها شدند ، ديگر در اين شرايط نه كسى بود تا ايشان را از
هَلَكَةٍ ، وَلا راعٍ يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ بِعَيْنِ الرَّحْمَةِ ، وَلا ذُو شَفَقَةٍ يُشْبِعُ
نابودشدن و هلاكت نجات بخشد ؛ و نه سرپرستى كه مراعات كند و با ديدهء رحمت به سوى ايشان بنگرد ؛ و نه كسى پيدا شد تا
الْكَبِدَ الْحرَّى مِنْ مَسْغَبَةٍ ، فَهُمْ اولُوا ضَرْعٍ بِدارٍ مَضيعَةٍ ، وَاسَرآءُ
دلش بسوزد و جگر سوزان آنها را از گرسنگى نجات بخشد و سير كند ؛ بدين سان ، آنان در سرايى تباهشده با خوارى بسر مىبردند ؛ و اسيرانى
مَسْكَنَةٍ ، وَخُلَفآءُ كابَةٍ وَذِلَّةٍ . أَللَّهُمَّ وَقَدِ اسْتَحْصَدَ زَرْعُ الْباطِلِ ،
بيچاره ، و جانشينانى غم و اندوه و خوارشده گشتند . بار الها ؛ در واقع ، زمان برداشت كشتزار باطل و نادرستى فرا رسيد ،
وَبَلَغَ نِهايَتَهُ ، وَاسْتَحْكَمَ عَمُودُهُ ، وَاسْتَجْمَعَ طَريدُهُ ، وَخَذْرَفَ
و به نهايت رسيد و پايه و ستونش محكم شد و راندهشدگانشان گردآورى شدند ، و نسلشان زياد شد ،
وَليدُهُ ، وَبَسَقَ فَرْعُهُ ، وَضُرِبَ بِجِرانِهِ . أَللَّهُمَّ فَأَتِحْ لَهُ مِنَ الْحَقِّ
و شاخ و برگ دواندند ، و پايههاى حكومتشان استوار و مستقرّ گرديدند . بار الها ؛ دست توانايى از حقّ را
يَداً حاصِدَةً تَصْدَعُ قآئِمَهُ ، وَتَهْشُمُ سُوقَهُ ، وَتَجُبُّ سَنامَهُ ،
براى بركندن ريشه و اساس باطل آماده ساز ؛ تا بازارش را كساد ، و علوّ و برترى آن را از بين ببرد ،
وَتَجْدَعُ مَراغِمَهُ ، لِيَسْتَخْفِيَ الْباطِلُ بِقُبْحِ صُورَتِهِ ، وَيَظْهَرَ الْحَقُّ
و دماغشان را به خاك بمالد ؛ تا در نتيجه ، باطل مجبور شود چهرهء زشتش را پنهان كند ، و حقّ و حقيقت نيز
بِحُسْنِ حُلْيَتِهِ . أَللَّهُمَّ وَلاتَدَعْ لِلْجَوْرِ دِعامَةً إِلّا قَصَمْتَها ، وَلا
چهرهء زيبا و نيكوى خود را آشكار گرداند . خدايا ؛ تمام اركان و پايههاى باطل را درهم بشكن ؛ تمام
الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 161
مساهمون: سيد مرتضى مجتهدى سيستانى
ص١٦١