الْآخِرُ كَما أَنْتَ الْأَوَّلُ ، مُبيدُ ما أَنْشَأْتَ ، وَمُصَيِّرُهُمْ إِلَى الْبِلى ،
خدا ؛ همان گونه كه آغاز هستى ، پايان نيز تو هستى ؛ هر چه را كه ايجاد كردهاى خودت نيز نابود مىسازى ، و به فرسوده شدن و
وَمُقَلِّدُهُمْ أَعْمالَهُمْ ، وَمُحَمِّلُها ظُهُورَهُمْ إِلى وَقْتِ نُشُورِهِمْ مِنْ
پوسيدن مىكشانى ، و اعمال و رفتارشان را هم چون قلادهاى بر گردنشان مىآويزى ، و برپشتشان بار مىكنى ؛ تا آنگاه كه
بَعْثَةِ قُبُورِهِمْ عِنْدَ نَفْخَةِ الصُّورِ ، وَانْشِقاقِ السَّمآءِ بِالنُّورِ ،
با دميدن در صور اسرافيل از قبرها برانگيخته و پراكنده شوند ؛ همان زمان كه آسمان ، به سبب نور روشنى شكافته مىشود ،
وَالْخُرُوجِ بِالْمَنْشَرِ إِلى ساحَةِ الْمَحْشَرِ ، لاتَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ أَبْصارُهُمْ
و پس از اعلام گردهم آيى از قبر به ميدان محشر مىآيند ؛ چشمانشان به سوىشان نمىگردد ،
وَأَفْئِدَتُهُمْ هَوآءٌ . مُتَراطِمينَ في غُمَّةٍ مِمَّا أَسْلَفُوا ، وَمُطالَبينَ بِمَا
و دلهاىشان هواست . پيوسته در اندوه و غم رفتارهاى ناشايست گذشتهء خود غرقاند ، و به خاطر تباهىهاى گذشتهءشان مورد
احْتَقَبُوا ، وَمُحاسَبينَ هُناكَ عَلى مَا ارْتَكَبُوا ، الصَّحآئِفُ فِي
بازخواست قرار مىگيرند ، و در اين جاست كه بر آنچه مرتكب شدهاند مورد حساب قرار مىگيرند . نامهء عملها به
الْأَعْناقِ مَنْشُورَةٌ ، وَالْأَوْزارُ عَلَى الظُّهُورِ مَأْزُورَةٌ ، لَاانْفِكاكَ
گردنها آويخته شده ، و بارهاى سنگين بر پشت هر كس نهاده شده ، و هيچ جدايى
وَلا مَناصَ وَلا مَحيصَ عَنِ الْقِصاصِ قَدْ أَفْحَمَتْهُمْ الْحُجَّةُ ،
و رهايى و گريزى از قصاص وجود ندارد . حجّت و دليل روشن الهى ، همهء آنها را ساكت و لال كرده است
وَحَلُّوا في حَيْرَةِ الْمَحَجَّةِ وَهَمْسِ الضَّجَّةِ ، مَعْدُولٌ بِهِمْ عَنِ
و ضجّهكنان گرفتار حيرت و سردرگمى در برابر دليلهاى خداوند شدهاند . آنها را از
الْمَحَجَّةِ إِلّا مَنْ سَبَقَتْ لَهُ مِنَ اللَّهِ الْحُسْنى ، فَنَجا مِنْ هَوْلِ
راه برگردانند ؛ مگر كسى كه از پيشتر ( دنيا ) ، مورد لطف و نيكى خداوند قرار گرفته باشد ؛ چنين شخصى ، از هراس و ترس
الْمَشْهَدِ وَعَظيمِ الْمَوْرِدِ ، وَلَمْ يَكُنْ مِمَّنْ فِي الدُّنْيا تَمَرَّدَ ، وَلا
چنين محلّى كه بسيار مهمّ و جايگاه حضور است ، نجات مىيابد . او در دنيا از كسانى نبود كه سرپيچى كردهاند و
عَلى أَوْلِيآءِ اللَّهِ تَعَنَّدَ ، وَلَهُمُ اسْتَبْعَدَ ، وَعَنْهُمْ بِحُقُوقِهِمْ تَفَرَّدَ .
بر اولياى الهى عناد ورزيدند ، و از آنان دورى كردند ، و حقّشان را مخصوص خودشان دانستند .
الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 149
مساهمون: سيد مرتضى مجتهدى سيستانى
ص١٤٩