پس ، اين كار ذخيرهاى برايم در گرفتارىها بود و آثار عجيبى از آن مشاهده كردم .
سالى نيز در نجف ، بيمارى و با زياد شده بود و بسيارى بر اثر آن جان خود را از دست دادند و مردم مضطرب و پريشانخاطر گشته بودند . چون اين گونه ديدم از شهر بيرون رفته و اين كار را انجام دادم و از خدا خواستم و با را بر طرف كند . سپس وارد شهر شدم و به كسى نگفتم چه كارى انجام دادهام . ولى به نزديكانم خبر بر طرف شدن و با را دادم .
به من گفتند : از كجا مىگويى ؟ گفتم : مستند خود را در اين گفتار به شما نمىگويم .
گفتند : فلانى و فلانى ديشب به و با مبتلا شدند . گفتم : اين طور نيست به طور حتم ، قبل از ديشب مبتلا شده بودند . و بعد از تحقيق درستى گفتارم ثابت شد .
چندين بار دوستانم گرفتار سختىها شدند و من اين كار را به آنان ياد دادم و به سرعت مشكلاتشان رفع شد .
روزى در خانهء يكى از دوستان بودم ، از گرفتارى و سختى حال او اطّلاع پيدا كردم و اين كار را به او ياد دادم و به خانهام بازگشتم . بعد از زمان كوتاهى صداى كوبيدن درب را شنيدم و همان مرد به خانهء من آمد و گفت : از بركت دعاى فرج ، مشكلم رفع شد و مالى بدست آوردم ؛ چه مقدار نياز دارى تا به تو بدهم ؟
گفتم : من به بركت اين دعا هيچ گونه احتياجى ندارم ولى برايم ماجرايت را بگو .
گفت : جريان اين بود كه بعد از رفتن تو از خانهام به حرم حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام مشرّف شده و اين كار را انجام دادم وقتى از حرم شريف بيرون آمدم مردى را ملاقات كردم و او به اندازهء نيازم به من بخشيد . خلاصه اين كه من اثر اين كار را خيلى زود ديدم . امّا فقط به كسى كه در تنگنا و نياز شديد باشد اين دعا را ياد مىدهم و خودم انجام نمىدهم مگر اين كه در چنين حالى باشم ؛ چون نامگذارى اين دعا به دعاى فرج توسّط امام زمان صلوات اللَّه عليه اين مطلب را مىرساند كه در زمان شدّت گرفتارى و در تنگنا اثر مىكند . « 1 »
هامش
( 1 ) . العبقرىّ الحسان : 1 / 129 المسك الأذفر و دار السلام عراقى : 192 با اندكى تصرّف در عبارات .