هر مصلحى چارهاى جز تحمّل سختى و مشقّت ندارد .
ما همچنان با دشمنان در تعقيب و گريز و حمله و دفاع بوديم ، من بر بعضى از دشمنان شيخ ، جاسوسانى را گماردم و آنان را با پول خريدم پس هر زمانى كه آنان مىخواستند فتنهاى برانگيزند جاسوسها ما را از نقشهء آنها مطّلع مىساختند و ما نقشهء آنان را نقش برآب مىكرديم .
يك بار خبردار شدم كه بعضى از دشمنان شيخ قصد دارند او را ترور كنند به همين جهت ، من براى واژگون كردن نقشهء آنان ترتيبات لازم را دادم و چون آشكار شد كه دشمنان مىخواستند شيخ را ترور كنند نقشه عليه آنان تمام شد و مردم از دشمنان شيخ رويگردان شدند .
شيخ محمّد بن عبدالوهّاب به من وعده داد كه قطعاً دستور العمل شش مادّهاى را اجرا كند ؛ ولى ابراز داشت كه در حال حاضر تمام آن موادّ را نمىتواند انجام دهد ، از آن جمله بعيد مىشمرد كه بعد از استيلاى بر مكّه بتواند خانهء كعبه را ويران كند چنان كه اين مادّه را هم نتوانست اجرا كند كه بگويد : خانهء كعبه از آثار بتپرستى است .
همچنين بعيد مىدانست كه قرآن جديدى بتواند در ميان مردم درست كند و بيشتر هراس او از سلطنت حاكم بر مكّه و استانبول بود و مىگفت : اگر ما اين دو مطلب را اظهار كنيم لشكريانى براى برخورد با ما بسيج مىشوند و ما را نيمهكاره از ميدان خارج خواهند نمود ، من نيز عذر او را موجّه دانستم ، چرا كه همانطور كه او مىگفت هنوز جوّ آماده نشده بود .
بعد از چند سال كار و برنامه ، وزارت مستعمرات توانست محمّد بن سعود را به سوى ما متمايل كرده و وادار به همكارى سازد . پس به سوى من كسى را فرستاد كه اوضاع را برايم شرح داده و لزوم همكارى بين محمّد بن سعود و شيخ محمّد بن عبدالوهّاب را توضيح دهد بدين نحو كه امور دينى را محمّد
مزدوران انگليس، خاطرات همفر جاسوس انگليس در كشورهاى اسلامى (فارسى) — صفحة 95
مساهمون: هامفري (مستر همفر)
ص٩٥