تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مزدوران انگليس، خاطرات همفر جاسوس انگليس در كشورهاى اسلامى (فارسى) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
تا جايى كه برايش امكان داشته باشد . 6 - انتشار قرآن كه بر طبق احاديثى كه تحريف آن ، فراهم شده و واجد زياده و نقصانهايى باشد كه در آن احاديث بدانها اشارت رفته است . بعد از آن كه دبيركلّ برنامهء مذكور را برايم شرح داد به من گفت : اين برنامه با اين عظمت تو را به وحشت نيندازد ، چرا كه بر ما لازم است كه دانه بپاشيم و نسلهاى آيندهء ما پيگير آن خواهند بود و آن را تكميل خواهند ساخت و صبر طولانى عادت حكومت بريتانياى كبير است و سيرهء آن پيشروى آهسته آهسته و قدم به قدم است و مگر محمّد پيامبر مرد تنهايى بيشتر بود كه چنين انقلاب عظيمى را به پا كرد ، پس محمّد بن عبدالوهّاب نيز مثل پيامبرش محمّد بايد بتواند اين انقلاب آرمانى ما را برپا سازد . پس از چند روز ، از وزير و دبيركلّ اجازه گرفتم ، با خانواده و دوستانم خداحافظى كردم ، هنگامى كه مىخواستم از خانه خارج شوم پسر كوچكم گفت : بابا زود برگرد . چشمانم از اشك پر شد و نتوانستم اين حالت خود را از همسرم پنهان كنم و همديگر را به گرمى بوسيديم و به قصد بصره از خانه خارج شدم . بعد از سفرى خسته‌كننده شبانه بدانجا رسيدم و به خانهء عبدالرضا رفتم ولى او خواب بود تا مرا ديد خوش آمد گفت و استقبال گرمى از من نمود . من تا صبح آنجا خوابيدم . او به من گفت : شيخ محمّد به بصره برگشت سپس مسافرت كرده و نامه‌اى را نزد او امانت سپرده تا آن را به تو بدهم . صبح نامه را خواندم او نوشته بود كه به نجد مىرود و نشانى محلّ خودش را در نجد داده بود . من نيز صبح رهسپار نجد شدم و بعد از مشقّت زيادى بدانجا رسيدم ، شيخ محمّد بن عبدالوهّاب را در خانه‌اش يافتم ، آثار ضعف از چهره و اندامش ظاهر