الناس خراجهم على رقابهم إلى المهديّ ، ويوسّع اللَّه على شيعتنا ، ولولا ما يدركهم من السعادة لبغوا . « 1 »
مىجنگند به خدا سوگند ، تا ( همه ) خداوند را يكتا بدانند و چيزى را شريك او ندانند و تا اين كه پيرزن ضعيفى از مشرق به قصد مغرب خارج شود و هيچ كس او را از اين كار باز ندارد .
و خداوند از زمين بذرش را خارج نموده و از آسمان باران را و مردم خراجهاى خود را از اموال خود خارج ساخته و به سوى مهدى مىبرند و خداوند بر شيعيان ما توسعه مىدهد و اگر نبود كه سعادت آنان را فرا مىگرفت ، حتماً طغيان مىنمودند .
ثروت و فقر همان گونه كه ممكن است منشأ سعادت انسان واقع شود ، ممكن است عامل جنايت و خيانت نيز قرار گيرد ، يعنى هم فقر و هم دارايى ، داراى نقش اساسى در افزايش جنايات مىباشند ؛ همان گونه كه ممكن است وسيلهء سعادت انسان باشند .
طمع براى به دست آوردن و حرص براى تكاثر و افزودن ، چنين روندى را به بار مىآورد . ريشهء اين جريان به خاطر نبودن قدرت كنترل در دوران تيرهء غيبت است .
آشنا نبودن جامعه از مقام ولايت و توجّه نداشتن انسان به مرتبهء عظيم خاندان وحى عليهم السلام ، سعادت را از دست او مىربايد و او را از مقام ولايت كه ضامن كنترل توانها و قدرتهاست دور مىسازد .
امّا در روزگار ناشناختهء ظهور كه جامعهء بشريّت در پناه دژ محكم ولايت قرار دارد و ابر رحمت الهى بر همهء مردم جهان سايه مىافكند ، آنان را با قدرت ولايت الهيّهء حضرت مهدى ارواحنا فداه حفظ و حراست نموده و كنترل مىنمايد .
به دليل اين سعادت بزرگ - كه طعم آن را هنوز نچشيدهايم - در عصر
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار : 52 / 345 .