مىخواند و قدرت و زورگويى ، قدرتمندان و زورگويان را به زورگويى بيشتر وا مىدارد .
در واقع ثروتِ ابرثروتمندان ، هم به عنوان دوّمين عاملى كه نام برديم داراى نقش است و هم در عامل اوّل شركت دارد ؛ زيرا عامل مهمّ وجود فقر در ميان جامعه ، ثروتمندانى هستند كه با نقشههاى شوم خود براى هر چه بيشتر شدن سرمايهء خويش به وسيلهء احتكار و يا افزايش قيمتها ، باعث ايجاد فقر و يا افزايش فقر تنگدستان مىشوند . اين حقيقتى است كه در كلمات خاندان وحى عليهم السلام به آن تكيه شده است .
توجّه كنيد به زمينخوارانى كه خود در كاخها و ويلاها زندگى مىكنند و با نگه داشتن هكتارها زمين باعث افزايش نرخ زمين شده و در نتيجه مستمندان از خريد يك قطعه زمين كوچك ناتوان مىمانند .
بنابراين بسيارى از ثروتمندان با انباشتن اموال ، هم باعث ايجاد فقر و يا افزايشِ آن مىشوند - كه مقدّمه و زمينهء فساد براى بعضى از افرادِ نيازمند مىشود - و هم تكاثر و افزونطلبى آنان باعث طغيان و رها شدنشان از مقيّدات شرعى و عقلى مىگردد .
اكنون به اين جريان توجّه كنيد :
« خان مرو » يكى از اعيان و ثروتمندان تهران بود كه مسجد و مدرسهاى در آن شهر ساخته و تاكنون به نام وى معروف است . گويند يكى از دوستان قديم وى چندين ماه هر روز به درخت چنارى كه در مقابل خانهء وى بود تكيه داده به انتظار بيرون آمدنِ خان مىايستاد كه شايد در وقت خروج از منزل نگاهش به او افتد و تلطّفى در حقّ او بكند . ولى خان ملتفت او نمىشد تا وقتى كه خان از منصبى كه داشت معزول و خانهنشين شد . آن دوست به ديدن وى رفت .
خان گله كرد كه چرا در اين مدّت ياد ما نكردى و نزد ما نيامدى . آن شخص جريان آمدن خود را نقل كرد . خان گفت : من در آن وقت چنار جلو منزل خود
دولت كريمه امام زمان (عج) (فارسى) — صفحة 89
مساهمون: سيد مرتضى مجتهدى سيستانى
ص٨٩