ملل پيشين در اثر ظلم و بى دادگرى مورد خشم خداوند واقع شده اند . 51 تا 52
مشركان قريش ، خواستار تبديل قرآن و آوردن قرآن ديگر شدند ؛ خداوند به پيامبر دستور داده است به آنان جواب دهد . 52 تا 53
دليل قطعى بر اينكه محال است قرآن گفتار خود پيامبر و اثر فكر و انديشه او باشد . 54 تا 55
دروغگويان و دروغ پنداران قرآن ، ستمگرترين مردم هستند . مشركان ، بتهاى خود را واسطه و شفيع براى گناهان نزد خداوند مى دانستند . 55 تا 57
اديان آسمانى هميشه در اصول عقايد يكى بوده و اختلاف اديان ناشى از غرض ورزى و اختلاف سليقه مردم است . 57
آوردن معجزه نمى تواند وسيله هدايت و ارشاد افراد لجوج گردد . در وقت سختى ، كافران همه چيز را از خداوند مى دانند و هنگام آسايش به حيله و مكر و فريب دست مى زنند . 57 تا 59
شرح حال دريانوردان هنگام طوفان . سركشى مردم صرفا به زيان خود آنها است . 60 تا 62
زيور دنيا چون گياهان بهارى است كه پايدار نمانده و به زودى نابود مىشود . 62 تا 64
خداوند مردم را به سعادت و خوشبختى ابدى دعوت مى نمايد . در بهشت به مؤمنان تمام نعمتها داده مىشود و هيچ زيانى نمى بينند . 64 تا 66
تبهكاران نيز به وسيله جهنم سوزان ، سزاى اعمال خويش را مى بينند . 66
روز حشر و حساب تمام كسانى كه به باطل پرستيده شده اند ، از پرستندگان خود اظهار بى زارى مى نمايند . 66 تا 68
مشركان همه ، معتقد بودند كه مالك نفع و ضرر و مدبر جهان فقط خداوند است ولى چون ديگران را مى پرستيدند ، مشرك بودند . 68 تا 70
بتها و معبودان مورد پرستش كافران هيچ قدرتى ندارند ، و مالك هيچگونه نفع و ضررى نيستند . 71 تا 73
رد اتهام كافران در اينكه مى گفتند ؛ قرآن وحى خدا نيست و از ديگران نقل شده و دعوت آنان به آوردن يك سورهء مانند آن . 73 تا 77
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة فهرست 5
مساهمون: محمود حسن ديوبندى
صفهرست ٥