مى شوند .
اگر خداوند اراده مى كرد مى توانست مردم را مجبور به اتحاد و اتفاق نمايد ليكن حكمت ايزد متعال در اين بود كه مردم در انتخاب هرچه بخواهند آزاد باشند ؛ در آيه ( 120 ) تأكيدشده كه قرآن وحى و سخن خداوند است . 209 تا 211
پايان سورهء هود . دلدارى و تسلى خاطر پيامبر در اينكه بايد بر خدا توكل كند و منتظر پيروزى باشد . 211 تا 212
در آغاز سورهء يوسف تأكيدشده است كه اين سرگذشت واقعى از وحى و گفتار پروردگار بوده است و بهترين قصه ها است . 213 تا 215
سرگذشت عجيب و حادثه عبرت انگيز حضرت يوسف صديق و برادرانش با پدرشان . 215 تا 267
سفارش حضرت يعقوب ( ع ) به فرزندان خود مبنى بر اينكه از دروازه هاى مختلف شهر مصر وارد شوند . 267 تا 269
دنباله سرگذشت پرماجراى حضرت يوسف با برادرانش . 269 تا 293
پايان سرگذشت يوسف و برادران . 293 تا 295
تأكيد و تكرار اينكه اين سرگذشت به هيچوجه از فكر پيامبر يا كسى از افراد بشر نبوده ، فقط از گفتار خداوند است ، بيشتر مردم به اين حقيقت ايمان ندارد . 295 تا 296
مردم از معجزات و نشانه هاى قدرت پروردگار عبرت نمى گيرند . ايمان بيشتر مردم ، آلوده به شرك و اهانت است . 296 تا 297
روش پيامبر اسلام در دعوت مردم مبنى بر صراحت و اخلاص و يكتاپرستى است . 297 تا 298
پيامبران مردانى شهرنشين بوده اند و هميشه پيروزى پيامبران و مؤمنان پس از نااميدى بوده است . 298 تا 300
در سرگذشت حضرت يوسف و برادران اندرز و پندها براى خردمندان است و اين افسانه نيست ، بلكه يك سرگذشت واقعى است . 300 تا 301
آغاز سورهء رعد . قرآن وحى پروردگار است . بيان بعضى صفات خداوند 302 تا 304
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة فهرست 10
مساهمون: محمود حسن ديوبندى
صفهرست ١٠