به خانمان و اهل و عيال ما در مكّه تعرّض نكنند بنابرآن « 1 » ، در آيت اوّل از خيانت منع ، و در آيت ديگر تسلّى داده شد كه در آينده تماما اين امور فيصله مىشود ، و اهل و عيال شما گرفتار كفّار نمىمانند » .
وَ يُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ( 29 )
وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ
( 30 )
و درگذراند از شما گناهان شما را ؛ و بيامرزد شما را ؛ و خدا صاحب فضل بزرگ است .
و ( ياد كن ) آنگاه كه مكر كردند به تو آنان كه نگرويدهاند ، تا حبس كنند ترا ، يا بكشند ترا ، يا بيرون كنند ترا از مكّه ؛ و ايشان بدسگالى مىكنند و ( جزا مىدهد خدا ايشان را ) و تدبير مىكند خدا ؛ و خدا بهتر خفيه تدبيركنندگان است .
تفسير : پيش از هجرت ، كفّار مكّه در « دار النّدوة » گرد آمدند ، و دربارهء پيغمبر رأى زدند « 2 » ، و گفتند : چاره چيست ؟ اقوام داخلى از دست وى پريشان است ؛ و از خارج نيز ، مردم هر روز به دام وى گرفتار مىشوند ! مبادا قوّتش رفته رفته زياد ، و مقابله دشوار گردد ؟ ! آراء مختلف گرديد . بعضى بر آن بودند كه حضرت را در حبس افگنند ، يا سخت مجروح گردانند ؛
هامش
( 1 ) . بنابراين ،
( 2 ) . به رايزنى پرداختند ، مشورت كردند ،