صالح فرستادهء خداست ؟ ! مسلمانان جواب دادند : بلى ؛ ما آن را از دل پذيرفته ، و بر آن ايمان آوردهايم ! و متكبرين ازين جواب حكيمانه خجل شدند و گفتند : چيزى را كه شما پذيرفتهايد ، ما آن را نمىپذيريم ! و اگر مانند شما چند نفر پريشان و درمانده ايمان آرند ، از آنچه كاميابى بزرگ حاصل مىشود ؟ !
فَعَقَرُوا النَّاقَةَ وَ عَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ
پس پى كردند ( و كشتند ) آن ماده شتر را ؛ و تجاوز كردند از فرمان پروردگار خويش ؛
تفسير : گويند : آن ماده شتر چندان قوى هيكل و بزرگ بود كه هنگام چريدن ، ساير چارپايان از وى رم مىكردند و مىگريختند . در روزى كه نوبت آن مىبود تمام آب چاه را مىنوشيد ، و آن را ته مىكرد . گويا ، چنان كه خلقت وى غير معمولى بود ، لوازم و آثار حيات و احتياجات او نيز بهطور خارق العاده آفريده شده بود . سرانجام مردم به خشم آمدند ، و به قتل آن اتّفاق كردند . « قذار » شقى پاىهاى او را قطع كرد ؛ و پس از آن به قتل خود حضرت صالح - عليه السّلام - نيز آماده شدند ؛ و بدين طريق احكام خدا را كه راجع به « صالح » و « ناقه » بود ، در قفا افگندند .
وَ قالُوا يا صالِحُ ائْتِنا بِما تَعِدُنا إِنْ كُنْتَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ
( 77 )
و گفتند : اى صالح ، بيار به ما آنچه وعيد مىكنى ما را ؛ اگر هستى از پيغمبران .
تفسير : اين كلمات از زبان انسان وقتى مىبرآيد « 1 » كه از قهر و غضب خدا ( ج ) نترسد . قوم ثمود نيز مانند عاد اولى به جايى رسيدند كه مورد عذاب الهى ( ج ) واقع شدند ؛ در آينده ذكر مىشود .
هامش
( 1 ) . برمىآيد