تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
وَ لَوْ تَرى إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ فَقالُوا يا لَيْتَنا نُرَدُّ وَ لا نُكَذِّبَ بِآياتِ رَبِّنا وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
( 27 ) و اگر بينى ايشان را چون ايستاده كرده شوند بر آتش ، پس گويند : اى كاش بازگردانيده شويم به دنيا ، و تكذيب نكنيم آيات پروردگار ما را ، و باشيم از جمله باوردارندگان ! تفسير : تكذيب و استهزاى آنها به آيات الهى ( ج ) و تمام نخوت و غرور آنها تا آنگاه است كه منظر كيفر هولناك و هوش‌رباى الهى ( ج ) در مقابل نگاهشان نيست ؛ هنگامى كه به قدر يك ذرّه سموم جهنم را حسّ كنند ، اين همه تكبّر و خودخواهى آنها سرد مىشود ، و به هزار تمنّا درخواست كنند كه دوباره در دنيا فرستاده شويم ، تا آينده ، آيات پروردگار خويش را هيچگاه تكذيب نكنيم ، و مؤمن راسخ العقيده باشيم ؛ الآن قد ندمت و ما ينفع النّدم ! « 1 »
بَلْ بَدا لَهُمْ ما كانُوا يُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ
نه ؛ بلكه ظاهر شد مرايشانرا آنچه مىپوشيدند پيش ازين ؛ تفسير : اكنون نيز تمنّاى آنها در مراجعت دنيا به عزم درست و رغبت ايمانى نيست ؛ بلكه چون منظر مكافات و مجازات عمل را كه با وجود دلايل روشن در پردهء انكار مىپوشيدند ، معاينه كردند ، و عذاب الهى ( ج ) را به چشم ديدند ، و همه اعمال شنيع آنها كه از نگاه مردم پنهان بود ، فاش گرديد ، و دروغ كنونى آنها كه
« وَ اللَّهِ رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكِينَ »
مىگفتند ، آشكار گشت ؛ آثار مخفى و غيرمرئى شرارت كه در قلوب اين ناشايستگان پرورش يافته بود ، مختلّ شده پيش رويشان آمد . اكنون ، محض براى نجات خويش تمنّا مىكنند كه دوباره به دنيا بازآيند .
وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ
و اگر بازگردانيده شوند ، البتّه رجوع كنند بسوى آنچه منع كرده مىشدند از آن ؛
هامش
( 1 ) . اينك پشيمان گشته‌اى ؛ امّا ، پشيمانى چه سود ؟ !