تفسير : مانند قطع صلهء رحم ، و روگردانيدن از پيغمبران و واعظان و عامّهء مؤمنان ، و اعراض از نماز و ساير امور خيريّه .
وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ
و فساد مىكنند در زمين ؛
تفسير : مراد از فساد اين است كه مردمان را از ايمان متنفر مىكردند ؛ مخالفان اسلام را تحريك مىنمودند تا با مسلمانان بجنگند ؛ اصحاب كرام و صلحاى امّت را به عيوب منسوب مىنمودند و آن را شهرت مىدادند ، تا حضرت پيغمبر ( ص ) و دين فرخندهء اسلام در نگاه مردمان بىاهمّيّت تلقّى شود ؛ اسرار مسلمانان را به مخالفان مىگفتند ؛ و در انتشار هرگونه بدعات سيّئه و مراسم غيرمشروعه « 1 » مىكوشيدند .
أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ
( 27 )
آن گروه ، ايشانند زيانكاران .
تفسير : بر حسب اعمال زشت خويش خود را به زيان مىافكنند ؛ ورنه هيچگاه به اسلام توهينى و يا به صلحاى امّت تحقيرى از آن عايد نمىشود .
كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ كُنْتُمْ أَمْواتاً
چگونه كافر مىشويد به خدا ؟ حال آنكه شما بوديد مردگان ؛
تفسير : اجسام بىجان كه هرگز حسّ و حركت نداشت . اوّل عناصر بود ، بعدا به غذاى پدر و مادر تبديل يافت ، پس از آن نطفه و خون بسته و پارچهء گوشت « 2 » گرديد .
هامش
( 1 ) - بدعتهاى ناهنجار و مراسم نامشروع
( 2 ) - پارهء گوشت ( مضغة )