تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
نمىشود ، و ضرورت و تمايل مردم از يكديگر خيلى متفاوت است ؛ مثلا شخصى به يك افغانى « 1 » احتياج دارد و لباسى كه ده افغانى قيمت دارد به نظرش نمىآيد ؛ و ديگرى به لباسى كه يك افغانى مىارزد ، آنقدر احتياج دارد كه ده افغانى را در مقابل آن هيچ مىداند ؛ پس اگر كسى يك لباس را يك افغانى بخرد ، در اين معامله « سود » ( يعنى نفع خالى از عوض ) نيست ، و با الفرض كه « 2 » همان لباس را يكهزار افغانى بخرد ، هم « 3 » « سود » گفته نمىشود « 4 » چراكه در ذات خودشان به هيچ صورت موازنه و مساوات ممكن نيست ، و مقياس آنها تنها ضرورت و ميلان بشر است ، و در بين ضرورت و رغبت مردم تفاوت زياد موجود است ؛ بنابرآن ، نمىتوان در آن سود را معيّن كرد . امّا ، در صورت دوّم ، كه يك افغانى را به دو افغانى فروختن است ، اين در ارزش آنها مساوات موجود است ؛ زيرا ، يك افغانى در مقابل يك افغانى معيّن مىگردد ، و افغانى دوّم خالى از عوض مانده « سود » گفته مىشود « 5 » ، و چنين معامله شرعا حرام است .
فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى فَلَهُ ما سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَ مَنْ عادَ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ
( 275 ) پس كسى كه آمد به وى پند از طرف پروردگارش ، پس باز آمد ؛ پس او راست آنچه گذشته ؛ و كار او سپرده شده است به خدا ؛ و كسى كه برگشت به سودخوارى ، پس آن گروه باشندگان دوزخ‌اند ؛ ايشان در آنجا جاويدند . تفسير : در خصوص سودى كه پيش از حرام شدن گرفته‌ايد به شما حكم داده نمىشود كه
هامش
( 1 ) . « يك افغانى » ، « ده افغانى » : واحد پول . ( 2 ) . به فرض آنكه ( 3 ) . باز هم ( 4 ) . سود يه حساب نمىآيد ، « سود » تلقّى نمىگردد ؛ ( 5 ) . سود تلقّى مىشود ، سود به حساب مىآيد ؛
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 253 | محمود حسن ديوبندى