أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ
( 243 )
آيا نديدى به سوى آنانكه بيرون شدند از خانههاى خويش ، و ايشان هزاران تن بودند ، از بيم مرگ ؛ پس گفت به ايشان خدا : بميريد ؛ باز زنده گردانيد ايشان را ؛ هر آئينه اللّه داراى بخشايش است بر مردم ، و ليكن بيشتر مردم شكر نمىكنند .
تفسير : اين حكايت يكى از امّتهاى ماضيست كه آنها از دشمن ترسيدند ، و به جنگ مبادرت ننمودند ، و چندين هزار مردم با خانمان خويش از وطن گريختند ؛ يا از و با ترسيده ، توكّل و اعتماد به تقدير نكردند ؛ و چون يك منزل برآمدند ، به حكم خدا ( ج ) همه مردند ؛ و بعد از هشت روز به دعاى پيغمبر مباركشان زنده شدند كه عبرت گيرند و توبه نمايند . ذكر اين مثال در اينجا ، براى آن است كه در معركهء كفّار و قتال فى سبيل اللّه جان سپاريد ، و هرچه داريد محبّت آن را از دل برآريد ، و بىدريغ بذل كنيد . شما بدانيد ، اگر حضرت الهى ( ج ) مرگ را نازل كند ، از آن هيچ گريزگاهى نمىباشد ، و اگر خواهد كه جان بخشد ، به يك لمحه مردهء صد ساله را جان مىدهد . نجات زندگان از مرگ به حضرت او دشوار نيست . در راه انجام دادن حكم الهى ( ج ) بيم مرگ و روگردانيدن از جهاد ؛ و يا به انديشهء فقر و بينوائى ، امتناع از صدقه و احسان بر ديگران ؛ و اعراض از عفو و صلهء رحم ؛ تمام اين كارها نه تنها مايهء بىدينى ؛ بلكه ، منتهاى زبونى و بىخردىست .